اثبات خدا از تجربه(برهان نظم)

 مقدمه

با سلام خدمت همگی دوستان و بازدید کنندگان محترم این پست یکی از نخستین پست های این وبلاگ است اما خب در جریان بازنویسی صفحات تغییرات زیادی در آن داده ام. دراین پست من بیان برهان نظم را خواستم که قدری دقیق تر ولی در عین حال به زبون خودمونی و ساده بگم. این برهان یکی از ساده ترین و رایج ترین برهان های خداشناسی است اما به نظر من ارزشش را داره که قدری دقیق تر بهش نگاه کنیم یک مقداری تعمق کنیم و یه خرده روش فکر کنیم. در قرآن زیاد ما به تفکر در نظم آفرینش دعوت می شیم. چرا نظم در آفرینش ما را به آفریدگار می رسونه؟ اصلا حرف حساب این برهان چیه؟ کدوم نظم؟ این ها مطالبی است که من سعی کرده ام توضیح بدهم. البته چند نمونه از نظم های شگفت هم که ما را خود به خود تو فکر می بره آورده ام...اگر محبت کردید و متن رو مطالعه کردید حتما کمی روی اینا درنگ کنید؛روی هم رفته به نظر من که این پست از اون قبلی  بهتر شده.ولی شاید بدترهم شده باشه! قضاوت با شما...

معرفي برهان نظم

 این برهان مبتنی بر تجربه و نفی تصادف است.ممکن است کسی این برهان را نپذیرد ولی منطقی است که این شخص تمام علوم تجربی فیزیک، شیمی،پزشکی،مهندسی و سایر علوم تجربی دیگر را با تمام زیرشاخه هایشان را بی اساس بداند و انکار نماید چرا که این ها هم بر مبنای تجربه بیان شده است. بر مبناي تجربه بودن يعني اينكه ما از مشاهدات خود براي نتيجه گيري استفاده نماييم

 ما به تجربه در می یابیم که یک نوع نظم در سراسر عالم حکم فرماست و قوانینی دقیق آن را داره می کند و البته تصادفی هم در کار نیست چه طور ممکن است هیچ ریشه و دلیلی در این اتفاقات عظیم در جهان وجود نداشته باشد؟ 

 آیا کسی هست که بگوید همین طوری الکی اشیا اگر رها شوند با اینکه فضا نامتناهی است (البته متناهی یا نامتناهی بودن فضا چیزی است که بر سرش بحث بسیاری است اما برای مثال ما اگر هم متناهی باشد بسیار عظیم بوده ودر برابر یک شی می توان میلیاردها کهکشان را دارای ابعاد تقریبا نامتناهی دانست) و این شی مسیرهای  بسیاری را ممکن است طی کند ولی همیشه به سمت مرکز گرانش زمین می افتد و هیچ دلیلی هم ندارد؟!!

  این چیزی است که هر عقل سلیمی از آن بیزار است و از بدیهی ترین بدیهات است و اگر کسی منکر این نظم است  ما با او کاری نداریم و بحث با او هیچ فایده ای ندارد .خدا شفایش بدهد!مادیون هم نظم موجود در طبیعت را کاملاً قبول دارند.منتهی آن را تحت اراده یک نیروی حکیم ما فوق طبیعی نمی دانند.

 منظور از نظم در این برهان

اگر منظور از نظم را به درستي درك كنيم خيلي از ايرادات وارد بر اين برهان خود به خود دفع مي شود. براي وجود يك چيز بايد علت مادي وجود داشته باشد در اين بحثي نيست. مثلا براي نوشتن مي بايد كاغذ (يا چيزي مثلش) و همينطور قلم (يا يك چيزي مثلش) موجود باشند و محركي براي حركت. اما آيا همين ها براي نوشتن كافي است؟ اين بستگي به نوع نوشته دارد اگر فرضا خط خطي نا معلومي باشد همين ها كافي است و نيازي به عامل بعدي - كه به زودي معرفي مي شود – نيست. اما اگر نوشته مفهوم داشت آن وقت چه طور؟ آيا بازهم صرف همين ها كافي است؟ لطفا همينجا كمي درنگ كنيد...

 گام بعدی در این اثبات این است که نظم را از ناظم با شعور می داند.

 این هم یک چیزی است که پذیرش آن برای انسان گوارا و آسان است.چگونه انسان می پذیرد که کوچکترین  و بی معنی ترین حروف در دفتر یک بچه دبستانی نویسنده ای دانا و توانا به آن می خواهد ولی عظیم ترین اشعار و فصیح ترین سخنان توسط نویسنده ای کم خرد و بی استعداد نوشته شده. کج و معوج ترین بناها سازنده ای آگاه و توانا به  ساختن دارد ولی سازنده عظیم ترین بناها فاقد شعور است.آیا این پذیرفتنی است؟ نيازي به بيان ندارد كه عظيم ترين عجايب را ما در طبيعت كه ظاهرا فاقد شعور است مي يابيم.

 نظم موجود در طبیعت که دانشمندان را مبهوت کرده دانشمندان چندین قرن برای فهم یک قانون آن باید پژوهش کنند ولی این نظم را تصادفی بی شعور قرار داده است. چگونه است که نظم در اعمال یک فرد دلیل بر وجود شعور اوست ولی حیرت انگیزترین نظام ها ساخته و پرداخته طبیعت کر و کور و بی هدف است. بد نیست چند نمونه کوتاه از نظم موجود در طبیعت را در اینجا بیاوریم :

 چند نمونه از آثار شعور(= نظم شگفت انگیز) موجود در طبیعت

1- آیا می دانید که استخوان های پرندگان، میان تهی است و هوا در درون آن ها جای دارد؟ چرا؟ 
برای آنکه وزن آن ها سبکتر گردد، و پرواز در هوا برای آن ها آسانتر باشد.
در حدود دویست سال است که بشر خردمند و هوشیار، به بالون پی برده است. وی مخزنی را از گاز پر می کند و به وسیله آن، در هوا پرواز می کند.این دانسته بشر، پس از تکامل علمی و ترقی عقلی وی پیدا شد.

آیا باور کردنی است که ماده بی شعور و بی دانش، هزاران سال پیش ، این دقت علمی را داشته باشد و آن را در استخوان پرندگان پیاده کرده باشد؟! هرگز. عقل صحیح چنین مطلبی را باور نمی کند.
پس چه کسی چنین کرده است؟...

 

 2- دریا شامل هزاران گونه جاندار می باشد که  آن را ماهی می نامیم. 
آیا می دانید ماهی های دریا که گروهی از جانداران دریایی هستند، مجهزند به آزمایشگاه شیمیایی دقیق؟
آزمایشگاهی که در آن آب را تجزیه می کند، و گاز اکسیژن آن را می گیرد و تنفس می کند، بقیه را پس می دهد؟
آزمایشگاهی که در هر دقیقه ای چند بار، عمل آزمایش را انجام می دهد؟ حجم این آزمایشگاه پر کار چقدر است؟ آیا چند کارگر دارد؟ آیا زیر نظر چند متخصص اداره می شود؟ بطوری که هیچ گاه در آزمایش هایش اشتباهی رخ نمی دهد؟
تعجب شما افزوده خواهد شد وقتی که بدانید این آزمایشگاه دقیق و پر کار، که شبانه روز کار می کند و هرگز وقفه ای در کارش نمی باشد، در نقطه کوچکی از بینی ماهی قرار دارد.
کارخانه این آزمایشگاه سازی کجا است که پیوسته به هر ماهی یک آزمایشگاه ارزانی می دارد؟

 3- ثابت شده در میان کره های جهان بزرگ، کره زمین، دارای هوای ثابت می باشد. ضخامت هوای دور کره زمین را از صد کیلومتر تا هشتصد کیلومتر، تخمین زده اند.
هوا جسمی است لطیف، شفاف و ناپیدا و دارای پنج هزار و نهصد میلیارد تن وزن می باشد. هوا پرارزش ترین موجود برای حیات انسان می باشد. 
انسان و سلسله جانوران و سلسله گیاهان، برای زندگی نیاز به تنفس دارند و تنفس بی وجود هوا ممکن نیست. پس اگر هوا نبود موجود زنده ای نبود. اگر هوا نبود، روشنایی ماه، روشنایی های دیگر نبودند و حس بینایی از کار می افتاد.
 تنها نقاطی که برابر تابنده قرار می گرفت و می توانست نور را منعکس سازد، روشن بود.

اگر هوا نبود، صدایی و بانگی نبود.کشت و کار و زراعتی هم نبود. چرا؟ اکسیژن که جزیی از هوا است، در سنگ، آجر، فلز، اثر می گذارد.سطح موادروي زمين، در اثر ترکیب با اکسیژن نرم شده و می شود، و از آن خاک نرم بوجود آمده و می آید. خاک را که هوای آرام، درست کرده باد به اطراف برده و می برد. و بر روی زمین گسترانیده و می گستراند. 

اگر هوا نبود خوراکی یافت نمی شد و حس ذائقه از کار می افتاد.اگر هوا نبود. آتش نبود. چون آتش در اثر اکسیژن هوا می باشد، وقتی بخواهند چاه نفت فروزانی را خاموش کنند، تولید خلأ می کنند، یعنی هوا را از آن می گیرند. اگر آتش نبود، زندگی بشر با نبودن آتش چگونه می شد؟! آیا آسایش در جهان بود؟


اگر هوا نبود، بویی در جهان نبود. زیرا بو چيزي نيست جز پخش ذرات بو دار، در هوا؛ پس در اثر نبودن هوا شامه از کار می افتاد.


اگر هوا نبود. رگ های بدن ما پاره می شد و خون می ریخت بیرون. دیگر حیاتی باقی نمی ماند. هوا فشار مخصوصی به بدن وارد می سازد. یعنی در هر سانتیمتر مربع در حدود یک کیلوگرم. این فشار از پاره شدن رگ ها جلوگیری می کند. در نقاط بالا که فشار هوا کم است با وسائل مصنوعی فشار را زیاد می کنند.


اگر هوا نبود، کره زمین، هر روزه بوسیله بیست میلیون سنگ آسمانی، بمباران می شد. سنگ هایی که درحدود 50 کیلومتر در ثانیه سرعت دارد. آیا در این صورت جانداری در روی زمین زنده می ماند؟در اثر اصطکاک باهوا این سنگ ها می سوزند تا به زمین نرسند. اگر هوا نبود، گرمای سوزان روزها و سرمای سخت شب ها زنده ای باقی نمی گذارد، و سودهای دیگر و بسیار.

 

4- تركيب كره زمين نسبت به عالم گيتي خيلي متفاوت است.جا دارد بگوییم که جهان هستی 92% ازهیدروژن و 7% از هلیم تشکیل شده است.با این حال ما در محيط زندگي مان در كره زمين غرق محيط ديگري غير از هيدرو‍ژن و هليم هستيم؛ به عنوان مثال هوا غنی از اکسیژن است. (البته اکسیژن خالص هم نیست چرا که اکسیژن خالص زیان آور و می تواند بعد از مدتی باعث اکسیده شدن سلول های تنفسی و مرگ شود) علاوه بر این کمتر از یک درصد کره زمین هیدروژن و هلیم دارد.اگر واقعاً تصادفاً این عناصر روی زمین جمع آمده اند  چگونه است که حدود 99% عناصر کل عالم را هلیم و هیدروژن تشکیل داده اند و کره زمین غنی از این عناصر حیات بخش شده است؟ 

 در صورتی که واقعاً ترکیبات مخلوطي کاملاً تصادفی از عناصر باشد چه قدر احتمال دارد که فقط یک مولکول کوچک پروتئینی از اجزایش تشکیل یابد؟بنا بر نظر دانشمندان برای این امر صدها میلیارد سال لازم است!! نکته قابل توجه اینکه در حدود 4.5 میلیارد سال از عمر زمین می گذرد و میلیاردها انسان و حیوان و گیاه روی آن زیست می کنند که در بدن هریک میلیاردها مولکول حیاتی است. با تركيباتي پيچيده و ساختارهايي شگفت انگيز؛ هیچ عقل سلیمی این را تصادفی می داند؟ جا دارد همه ما با نگاهي دقيق تر به اين عالم بنگريم تا بيشتر پي به عظمت خالق آن برده و بيشتر شكرگزار نعمت هاي اين بخشنده بي منت باشيم. این قسمت را در اینجا به پایان می برم ممنون از اينكه منو تحمل كرديد.

 

خلاصه کلام: ما از نظم موجود در یک اثر به وجود خالق آن می بریم. کسانی که منکر وجود حکیمی برای این جهان هستی هستند بر اساس همین شیوه(نظم دلیل برناظم نیست) باید بپذیرند که پیچیده ترین دستگاه ها سازنده ندارد بلکه ممکن است این اجزا به مرور زمان و تصادفی گرد آمده باشند.و همچنین ارتعاشات دست کسی که لرزه در دست دارد هنگامی که قلمی در دست داشته باعث به وجود آمدن شیرین ترین سخنان و پربارترین اشعار شده باشد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:41 توسط سید حسن

ای داد از سس سالاد و گناهان!

 اهدنا الصراط المستقیم 


با سلام خدمت همگی

معذرت می خوام از اینکه نیستم. این ترم آخری واقعا گرفتار شدم به خودم هم می گم که"اول گلیم خودت رو از آب بکش بعد برس به کارهای دیگه!" اما گاه گاهی فرصتهایی پیش می آد یکی از این فرصت ها هم الآنه! البته راستش یک ماجرایی پیش اومد که قدری تو فکر رفتم! اگر این عنوان براتون عجیبه لطفا تا آخر مطلب را مطالعه بفرمایید تا کامل موضوع روشن شه اول بگم چی شد! 

سس!

جریان از اون قراره که روز شنبه (پنجم اردیبهشت) در غذاخوری دانشگاه ناهار (جای شما خالی قرمه سبزی !) را با عجله خورده بودم و یک مقدار سالاد فصل با سس آبکی هم گوشه سینی غذا بود چون من خیلی سس دوست ندارم سس رو نخورده بودم و این سس هم عین آب روان بود! همچین با عجله بلند شدم سینی را بگذارم سر جاش صدایی شنیدم که "آقا!! می ریزه!" سینی رو که گذاشتم سرجاش پشت سرم رو که نگاه کردم دیدم یک دانشجوی بدبخت با لباسی سیاه با لکه های درشت سس روی آن و روی سرش جلوی من سبز شد!! و من آن وقت فهمیدم که می ریزه یعنی چی! 

من خیلی ناراحت شدم. خدا را شکر چندتا دستمال همراهم بود دادم به اون بنده خدا تا یک مقدار سس هار و که زیاد هم بود رو پاک کرد و خیلی هم معذرت خواهی کردم و خدا پدرش رو هم بیامرزه که خیلی خوب به اعصابش مسلط بود؛ خودم رو که جای اون می گذاشتم می دیدم خیلی سخته مثلا با کلی کار و گرفتاری با عجله کسی داره غذا می خوره که برسه به گرفتاری ها و این ماجرا بشه قوز بالای قوز.

بعد از سس! 

دیگه وقت نماز شده بود و من ذهنم درگیر و ناراحت از این حواس پرتی و بی مبالاتی. نمی دونم از کجا ولی کم کم به فکرم خطور کرد که ببین من در ماجرایی که عمدا دخالتی نداشتم و سهوا خطایی کردم این قدر ناراحت شدم. چون دیدم که باعث رنج زدن به یک بنده خدایی شدم... بعد فکر کردم:

 اول اگر این بنده خدا کسی بود که خیلی به من لطف کرده بود ... بیشتر ناراحت می شدم

دوم اگر آدم مهمی بود خب خیلی ضایع تر بود!

سوم اگر خدای نکرده عمدا می ریختم آن وقت چی؟؟ دیگه واویلا بود!

سس ریختن واقعی!

 یک کم دقیق تر شدم، با خودم گفتم ببین سید حسن! تو خودت یک کارایی می کنی که می دونی درست نیست، و حواست هم هست! از طرف دیگه افراد به هم پیوسته هستند کار نا به جای تو فقط برای خودت بد نمی شه... برای کسانی هم که با تو به نحوی مرتبطند بده دیگه. باعث رنجش می شه.

 و بعد فکر کردم به اینکه همه ما امت پیامبر خدا(ص) هستیم و گناه نه فقط به ما ضرر می زنه بلکه برای ایشون هم بد و ناخوشاینده.(فقط یک نکته؛ حدیث معروف داریم که: کار خیر از هر کسی خوبه ولی از شما به جهت انتساب با ما بهتره و کار بد از هر کسی بده ولی از شما به جهت انتساب با ما بدتره)

 بعد دیدم اگه به این فکر کنیم که گناه اثر بیشتری داره و پاک کردنش به این راحتی نیست مثلا انگار که قیر  بریزم روی کسی!

و اگر پیامبر رحمت(ص)  و گناهانی که می کنم رو در نظر بگیرم همه اون سه مورد فوق رو هم داره  و به علاوه اینکه اون حدیث فوق رو هم قبول دارم ولی ککم هم نمیگزه!! گفتم انگار حکمتی در این ماجرا بود! دیدم عجب غفلت عظیمی!! خیلی از خودم بدم اومد!! گفتم واقعا باید یه کاری کرد! حالا نمی دونم باز شعاره یا نه! ان شاء الله که نه.

 حرف آخر:

اگه عمدا روی عزیزترین، مهمترین آدم زندگی مون که خیلی به ما لطف کرده

 قیر بریزیم هنوز خیلی کمتر ضایع است تا اینکه گناه کنیم!

 


  آرشیو مطالب

توضیحاتی درباره دستکاری وبلاگ

غزه(1)

غزه(2)

شبهه مسجد الاقصی (اصلاح شده)

مناسبت ها:

 میلاد پیامبر(ص) و سال نو مبارک

بهار و شروع کار

بزرگترین نعمت(بعثت) را قدر بدانیم

 نیمه شعبان 

خطبه شعبانیه

دعای امام سجاد(ع) در فرارسیدن ماه رمضان

دعای امام سجاد(ع) در وداع ماه مبارک رمضان

نفس رسول(به مناسبت مباهله)

 

سال نو مبارك

 

 

 

بر آمد باد صبح و بوي نوروز                    به كام دوستان و بخت پيروز

مبارك بادت اين سال و همه سال            همايون بادت اين روز و همه روز 


يك خواهش كوچولو

 سلام  بر همگي دوستان عزيز فار رسيدن سال نو و بهار طبيعت را خدمت همگي شما تبريك عرض مي كنم در اين ايام نوروز مشكلاتي دارم كه شايد نتونم وبلاگ را تا پايان تعطيلات به روز كنم اما سعي مي كنم براي نظرات حتما خدمت شما عزيزان برسم...

در سال نو كه طبيعت حياتي دوباره گرفته خوبه كه ما هم تجديد حياتي داشته باشم خواهشي دارم و اون هم اينه كه روي يك تيكه كاغذ صفات دوست داشتني كه مايليم اونطوري باشيم رو بنويسيم مثلا من دوست دارم ظاهرم آراسته ، خوش اخلاق و در دانشگاه موفق و... باشم بعد از اين نوشتن خوبه كه يك مروري كلي بكنيم كه در سالي كه گذشت چه قدر ما اينجوري بوديم و چه قدر به اين هدف نزديك موارد ايراد مشخص مي شه مي تونيم يك نسخه اي براي خودمون بپيچيم! بعد اگه هر روز يادمون باشه كه كي هستيم و چه كاره ديگه عاليه! براي اين كه هر روز يادمون باشه هركس به قلق خودش رفتار كنه مثلا من مي گذارم تو يادآور موبايل هر روز صبح اول وقت يادم بياره و يك تلنگري باشه؛

 اين كار گرچه كوچيك هم باشه اما چون كمك مي كنه اونطوري باشيم كه مي خوايم ارزشمنده... با حديثي از حضرت علي(ع) سخنم را به پايان مي برم:

"كار كمي كه بر آن مداومت داشته باشي اميد بخش تر از كار زيادي است كه از آن خسته و ملول شوي"

با آرزوي اين كه تعطيلات خوبي داشته باشيد و سالي پر از موفقيت در پيش داشته باشيد

 

میلاد رسول نور و رحمت مبارک

 

میلاد پیامبر اکرم(ص) بر همگی شما عزیزان مبارک باد

 

در آمدی بر شناختن خدا

 بسم الله الرحمن الرحيم

با سلام خدمت همه دوستان و بازديدكنندگان محترم.بعد از دو پست درباره غزه امروز با پستي درباره خداشناسي در خدمتتان هستم.هرچند اين حماسه برادران مسلمان ارزش بسيار والايي دارد و شايسته است بيشتر به آن پرداخت از من همين اندك رو بپذريد كه از هدفمون كه در اين بالا نوشتيم نبايد دور بيافتيم! مي پردازيم به اصل دين يعني خدا!البته قصد فعلا اثبات وجود خدا نيست چيزهايي كه بد نيست مدنظر داشته باشيم.

مسئله اي به نام خدا!

آشنايي با خدا از اون خيلي قديم قديم... قديما بوده. هيچ تمدني ما سراغ نداريم كه فاقد عقيده به قدرت مافوق طبيعي باشه. هميشه در كنار كاخ ها معابد هم بوده. گويا اصلا به اين كه چرا خدايي هست فكر نمي كردند! مسئله خدا پذيرفته شده بود. گويا اين مسائل طبيعي ها و ماديون و... بعدا به وجود آمده. نه اينكه اون زمانها ما آدم مادي نداشتيم.

اينكه هيچ وقت چنين چيزي شكل جريان به خود نگرفته است.(البته جز بعد از پايان دوران حاكميت كليسا بر اروپا به اين طرف) خب چرا اينطوريه و البته هنوز هم هست؟ جواب مي دهند كه فطري است به اين معني كه آدمي درون خود با اين مسئله مانوس است. اما نه به طور كامل. گرايش و ميلي هست كه مي بايد به بلوغ خودش برسه اگه نرسه از بين مي ره؟ نه اما كامل محو مي شه ولي يك جاهايي اثر خودش رو نشون مي ده مثال زيباي قرآنيش رو حتما همه اساتيد من به خاطر دارند آدمي كه كافر و مشرك و بي خيال است وقتي تو كشتيه و كشتي رو به غرق شدنه اون وقت يادش مي افته كه گويا خدايي هم هست!(برخي آيات بدين مضمون:<يونس=10: 22> <عنكبوت=29: 65> ) اين ميل خداجويي در اين اشخاص چيزي شبيه آتيش زير خاكستر مي مونه.يك جاهايي به ويژه در مشكلات جدي ازجمله در مثال كشتي شعله مي كشه و خودش رو نشون مي ده.

اثبات خدا

غير از اين ها بقيه همه باور داريم كه خدايي هست. وقتي عقيده به خدا داشتيم نيازي به اثبات خدا حس نمي كنيم. البته اين به معني اين نيست كه اثبات خدا بي فايده است. اين كار براي كساني كه عميقا به خدا عقيده دارند لزومي نداره.چه موقع لزوم داره؟ وقتي كه ما با منكرين خدا سرو كار داريم. اغلب دم از منطق و استدلال مي زنند لذا اگه بخوايم خداباور بشوند چاره اي غير از اثبات نيست. اثبات خدا براي لب مرزي ها هم خوبه گاهي شك مي كنند گاهي عقيده دارند و گاهي نه. معتقدان به خدا هم از اثبات ها بي نصيب نيستند آنها عقيده خودشون رو محكمتر مي كنند و در اين عصر كه عصر جنگ فرهنگي و اعتقادي و شبهه باران است سلامت عقيده خود را حفظ مي كنند عمق بيشتري به آن مي دهند و حتي شايد باعث اعتقاد پيدا كردن اون دو گروه ديگه هم بشوند.(ان شاء الله اين مبحث باشد براي بعد)

عقل ما و شناخت صفات خدا

گفتيم براي خيلي از ما عقيده به وجود خدا بدون دليل قابل قبوله يعني دنبال دليل لازم نيست باشيم.(اگه هم بود كه چه بهتر!) اين در مورد وجود خداست اما در خصوص صفات خدا چي؟ قضيه اينجا زمين تا آسمون فرق مي كنه. دو شاخه عمده داريم كساني كه پاي عقل رو بسته مي دونند و كساني كه معتقد به اين هستند كه عقل قادر به شناخت خداست.(همین ها هم خود چند شاخه می شوند که شاخه هایشان خارج از حوصله این بحث مختصر است) خيلي از دوستان مسيحي هم جزو دسته اول هستند و خيلي شنيده مي شه از اونها كه:

"عقل ما قادر به شناخت خدا نيست شناخت واقعي خدا اين هست كه خدا، خودش رو به ما بشناساند."

از ديگر دسته هاي گروه اول گروهي از متكلمان اسلامي (بيشتر اشاعره در قديم و امروز كمرنگ شده اين عقيده يك مقداري در بعضي اهل سنت و مقدار كم تري در بعضي از شيعيان ) و بعضي عرفا هستند. دليل اينها هم اينه كه خدا نامحدوده عقل ما محدوده چه طور ممكنه نا محدود محدود را درك كنه. اين يك نوع شركه!(نه همه اينجوري مي گن اما تا اينجا هم من شنيدم!)

جوابهاي زيادي به اينها داده شده و مي دهند البته اونها هم يك چيزهايي ميگن و دوباره به اين چيزها هم جواب مي دهند و... اگه بخوايم اينا رو بگيم مثنوي هفتاد من كاغذ مي شه. اينجا من فقط و فقط يك سوال دارم:

از كجا فهميديد خدا نامحدوده و عقل قادر به شناختش نیست؟! اين كه خودش نوعي شناخت درباره خدا است!! پس نامحدود بودن با شناخت عقلي منافات نداره! چيزي كه هست ما نمي تونيم خدا رو كامل بشناسيم. اين شناخت كامل هست كه نيازمند احاطه كامل است. برخي فكر مي كنند با پذيرفتن عدم امكان شناخت عقلي خدا نوعي كمال رو براي خدا بيان كرده اند نه از اين خبرا كه نيست! اتفاقا نوعي ضعفه! چون در اين صورت گسستي بين خدا و انسانه. و گسست محدوديت است!( چون معني اين حرف اينه كه خدا همه جا هست جز در ادراكات ما!)

اهمیت شناخت خدا

بعد از اینکه پذیرفتیم می توانیم خدا را بشناسیم بحث دیگری پیش می آید و آن هم چگونه شناختن خداستکه از حوصله بحث فعلی خارج است. به مطلب دیگه ای می پردازم و اونم اینه که شناخت خدا مبنایی است برای انسانیت و اخلاق و دین. شهید مطهری در اوایل کتاب حکمت ها و اندرزها به خوبی مطلب رو باز کردند و من خیلی واردش نمی شم با توجه به مطلبشون همین قدر بگم که تا آدمی انگیزه ای معنوی  قوی نداشته باشد نمی تواند به اصول انسانیت و معنویات پای بند باشد به ویژه اگر که تعارضی با منفعت های مادی پیش بیاید. اینطور نیست که انسانیت در وجودشان نباشد گاهی کار های خداپسندانه ی خوبی هم انجام می دهد اما عمق ندارد اگر بپرسی چرا فلان منفعت مادی را در نظر نگرفتی بدون داشتن شناخت الهی جواب متقنی نخواهد داشت. 

فایده دیگر شناخت خدا مشخص شدن حقانیت و ابطال عقاید است! چون خداشناسی مبنای هر دین و مسلکی است خیلی از عقاید باطل با نقد نگرششون به خدا کلکش کنده می شه!! مثلا مشرکان صدر اسلام لخت طواف می کردند و می گفتند خدا به ما اینطور دستور داده جواب آمدکه:

"چون كار زشتى كنند مى‏گويند پدران خود را بر آن يافتيم و خدا ما را بدان فرمان داده است بگو قطعا خدا به كار زشت فرمان نمى‏دهد آيا چيزى را كه نمى‏دانيد به خدا نسبت مى‏دهيد؟"<اعراف=۷: ۲۸>

اگه اینها خدا را به عدالت و علم می شناختند هیچ وقت نمی پذیرفتند که خدا دستور کار ناپسند بدهد. طور دیگری هم که می شود از این خداشناسی کمک گرفت این است که وقتی دیدیم دینی در مورد خدا عقاید باطل دارد همین دلیل بطالتش است حالا هرچه ظاهر و قشنگی و... داشته باشد. وقتی فرضا در مورد دین x  صفات عجیب و ناشدنی از خدا یا به طور دقیق تر معرفی بد و غلط خدا رو می بینیم همین اثبات بطلان اون دینه. اینجاست که برای معتقد نبودن به آن دین دلیل قاطع داریم و الا از طریق ظواهر رفتن تا هزار سال به جای نمی رسه!

 ديگه فكر كنم همه عزيزان تا ته مطلب رو گرفتند. مطلب رو  بیتر از این دیگه طولاني نمي كنم مابقي مطالبي رو كه درباره خدا بايد گفته بشه مي گذارم براي بعد فعلا بسه! همين اندازه هم كه منو تحمل كرديد ممنونم

خلاصه كلام:

همه ما به قدرتي عالي در عمق خود عقيده داريم.مهم نيست چه اسمي روش بگذاريم ممكن حتي انكارش كنيم اما يك جاهايي خودش رو نشون مي ده. اين عقيده به وجود خداست. عقيده به صفات خدا هم هرچند دروني است اما كمتر. در اين سو بعضي ها شناخت خدا به ويژه نوع عقلي آن را محال مي دونند. اين گفته خود متناقضه چون همين حرف خودش حاكي از نوعي شناخت عقليه! از دیگر سو شناخت خدا یک میانبر برای محک سریع و بسیار دقیق عمق مبانی یک دین و عقیده و بررسی حقانیت آن است.

 

غزه(2)

 بسم الله الرحمن الرحيم

امروز چيزي كه بر همه مسائل سايه افكنده مسئله غزه است.و من قصدم اين است كه خيلي مختصر با كمك اين دوست خوب ما در دانشگاه مطالبي رو مي آورم. در قسمت قبل به علت همدستي كشورهاي عرب با اسرائيل اشاره شد. با اجازه شما در اين قسمت خیلی گذرا وضعيت اسرائيل را بررسي مي كنيم.

سران اسرائیل

امروز وضعيت اسرائيل طي شصت سال تاسيسش در ضعيفترين حالت ممكن رفته است.المرت كه نخست وزير  بوده به دنبال رسوايي مالي و اخلاقي مجبور به استعفا مي شود اما جانشينش ليوني موفق به جلب آرا و تشكيل دولت نمي شود و دوباره اين نخست وزير ذليل و رسوا شده قبلي تا حل بحران مشروعيت به دولت بر مي گردد.اگر روزي اسرائيل به سران خود مي باليد امروز آنها، از جمله نفر اول اين حكومت يعني رئيس جمهورش متهم به آزار و اذيت جنسي است! و تحت محاكمه قرار مي گيرد. در جنگ سي و سه روزه طلسم شكست ناپذيري اسرائيل مي شكند آن هم توسط يك گروه محدودي از كشور لبنان كه از نظر امكانات وضعشان با اسرائيل قابل قياس نيست. در اين شرايط عقده حقارت بر احساسات عمومي حاكم مي شود و وضعيت گروه حاكم به خطر مي افتد. طبق يك نظر سنجي حزب كار كه دو سوم عمر اين رژيم حاكم بوده است تنها خواهد توانست 8 كرسي در كنيست (پارلمان) داشته باشدو حزب كاديما هم به رتبه دوم سقوط مي كند.

                                

 بررسی علل تهاجم به غزه

در اين شرايط جامعه دروني اسرائيل به سوي افراطي گري گرايش يافته و احزاب حاكم براي بازسازي جبهه خود نيازمند ژست هاي خشونت بار هستند. و به منظور جبران تحقير در جنگ سي و سه روزه لازم است اقدامي صورت بگيرد.

 (افراطي بودن اسرائيل به حدي است كه از آمريكا خواسته بود تا پايگاه هاي عراق را در اختيارش بگذارد تا به تجهيزات هسته اي ايران حمله كنند ولي اين پيشنهاد از سوي آمريكا رد شد. يك چيزي خودموني در گوشي بگم من كه دل تو دلم نيست كه اين اسرائيل جنگ راه بندازه ما پدرش رو در بياريم! گرچه آسون نيست خب بگذريم)

براي جلب توجه و ارائه خشونت جديد رژيم صهيونيستي گزينه هاي مختلفي مطرح مي شود: حمله به لبنان، جنگ با سوريه ... در نهايت غزه انتخاب مي شود. يعني صعيف ترين منطقه. منطقه اي است كه ماه ها تحت محاصره كامل بوده و فاقد هر نوع امكانات دفاعي و پشتيباني است. علت ديگر اين انتخاب ترسويي سران اسرائيل است. اگر روزي اسرائيل از شكست ناپذيري و قدرت منطقه بودن و... حرف مي زد امروز حمله به حزب الله را بزرگترين ريسك مي داند! امروز هم پس از گذشت 22 روز از حمله به غزه رژيم صهيونيستي هيچ دستاورد نظامي قابل توجهي نداشت و دیشب اعلام آتش بس یک طرفه کرد. که مگر در صحنه سیاسی حماس را محو کند و آنچه در نبرد نظامی به دست نیاورد در بازی های سیاسی به دست آورد.

 نیم نگاهی به سوره حشر 

در اين سوره گويا آينه تمام نماي غزه را مي بينيم. اين سوره پيمان شكنان يهود مدينه را توصيف مي كند كه سپاه اسلام براي جنگ به آنها رفت.در آيه 14 آمده است:

 "هيچ وقت با شما جمعي و رو در رو نمي جنگند، مگر از پشت ديوار يا قلعه هاي محصور مي پنداريد كه متحدند ولي دلهايشان پراكنده است

آري وضعشان هنوز همان است. اگر آن روز پشت ديوار قايم مي شدند امروز هم براي همين منظور ديوار حايل مي سازند!

پايان كارشان هم در همان سوره شرح شده آنها با ذلت از محل زندگي شان اخراج شدند و اموالشان هم بين مهاجران تقسيم شد. امروز هم آوارگان فلسطيني مي توانند به وعده الهي ايمان داشته باشند كه روزي به سرزمينشان بر مي گردند روزي كه كار اسرائيل يك سره شده باشد.البته خداوند دو شرط لحاظ فرموده:

1- هدفشان رضايت الهي باشد و بس

2- خداوند را با جهادشان ياري كنند.(آيه 8)

با اين مردم قهرمان غزه وعده الهي حتمي است. بزرگي ظاهري اسرائيل ما را به زوالش دچار ترديد نكند يهود صدر اسلام هم داراي قلعه هاي مستحكم و بلند و اوناع امكانات بودند. به طوري كه مسلمانان فكر نمي كردند بتوانند آنها را از قلعه هايشان بيرون بياورند(آيه 2) اما خداوند از راهي به سراغشان رفت كه فكر نمي كردند و رعب و وحشتي در دلشان انداخت كه خانه هايشان را از ترس اينكه به دست مومنين بيافتد با دست خودشون خراب مي كردند(آيه 3) و اين موضوع گذشته از اينكه مايه عبرت است براي ديگر اقوام هم قابل تكرار است.

به اميد روزي كه نزديك است!

                        

 

غزه(1)

 

بسم الله الرحمن الرحیم 

 سلام بر همگی دوستان و بازدیدکنندگان محترم وبلاگ این حقیر.

پوزش می خواهم اگر که کم سعادت بودم و خدمت نرسیدم. مطالبی طبق روال باید گفته می شد که به تاخیر انداختم. اما به دلیل اوضاع امروز که دل همه مسلمانان و بلکه انسانها دردمند از جنایات اشغالگران در غره است. جز در این باره نباید سخن بگویم...

مطلب جالبی به همت یکی از دوستان دانشگاه شیراز تهیه و توزیع شده که تحلیل خوب و مختصری از این وقایع را در بر دارد. البته برای اینترنت کمی زیاد است و حوصله بیننده را سر می برد. لذا در چند قسمت منتخبی از آن را می آورم. نه به عنوان اطلاع رسانی که همه شما دوستان بی تعارف اساتید من هستید. بلکه برای جسارت و اظهار همراهی با شما دوستان. در قسمت اول به سران فاسد کشورهای عربی می پردازیم:

 *   *   *

هر چند که سبز و بی پناهی غزه        مظلوم و غریب و بی پناهی غزه

در خون تو نقش کربلا می بینم          بد جور شبیه قتلگاهی غزه

*   *   *

هین مگو مرد میدان هستیم             وقتی ز فریاد گریزان هستیم

در غزه برادرانمان را کشتند           انگار نه انگار مسلمان هستیم

*   *   *

سکوت معنی دار برخی کشورهای عربی اصلا به چه معنی است. چرا اصلا هیچ صدایی از آنها در نمی آید؟ چرا هیچ اقدامی نمی کنند؟ و دهها چرای دیگر که به ذهن می آید. اگر بخواهیم کمی عمیق بررسی کنیم باید بگوییم:

 خطر حکومتهای فاسد

 حکومت های فاسد عرب بعد از انقلاب همواره صدور انقلاب به جوامعشان را بزرگترین خطر برای حکومتهای سلطنتی و موروثی شان می دانستند و به هر وسیله ای سعی کرده اند که جوامع عربی- اسلامی را از آموزه های ایدئولوژیکی مترقی اسلامی انقلابی دور نگه دارند.

مثلا تبلیغات و ایجاد فضای مسموم در ایام حج که متاسفانه همچنان شاهد آنیم. اما یکی از مهمترین و کارآترین راهشان دادن نسبت های مرتد و کافر و ... به شیعیان و افروختن آتش اختلاف بوده است. پیروزی حزب الله در جنگ سی و سه روزه افکار عمومی جهان عرب را بسیار به مزایای این نوع ایدئولوژی جذب کرد. البته حزب الله به عنوان یک گروه شیعی آماج تهمت ها و جو سازی هاست. اما حماس کاملا وضع متفاوتی دارد اکثریت آن اهل سنت هستند.

 ناگفته نماند امروزه شعور عمومی مردم منطقه به حدی رسیده است که دعوای شیعه- سنی و عرب - عجم  و... را ساخته استعمار می دانند و این بزرگترین خطری است که آن ها را تهدید می کند. دیگر نمی توان با این حربه های اختلاف جوانان اهل سنت را از مبانی انقلابی اسلامی ایران بازداشت. فتحی شقاقی از رهبران حماس که در لیبی ایشان را شهید کردند کتابی دارد به عنوان «غوغای ساختگی شیعه و سنی» و این موضوع بلوغ فکری این جوامع را نشان می دهد.(این کتاب همینک در بازار موجود است)

 اعراب، اسرائیل ،حماس

 خود اعراب چرا از اسرائیل شکست خوردند؟ اعراب در ابتدا با تقابل اسرائیل خطا رفتند. چون پشتوانه آنها تعصب عربی بود. همان چیزی که اسلام از ابتدا کمر به نابودی آن بسته بود! روشن است که در این پشتوانه بر خلاف پشتوانه عقیدتی خبری از ایثار و شهادت و اتکای محکم ایمان نیست! بنا براین می بینیم که اعراب با تجهیزات بالاتر از اسرائیل شکست خوردند در حالی که حزب الله در شرایط معکوس اسرائیل را شکست داد. این تفاوت بین این دو ایدئولوژی است.

  اگر حرکتهای مثل جنبش حماس پیروز شوند. و بین مسلمانان محبوبیت بیشتری کسب کنند خب آیا این روند به فلسطین محدود می ماند؟ این موج سلطنت ها جابرانه و مرتجع منطقه را غرق نخواهد کرد؟ همین نگرش است که صلح ذلت بار خاورمیانه را با چالش رو به رو کرده است. بنابراین پیروزی حماس گرچه به نفع اسلام و در واقع پیروزی فرهنگ اسلام، استقامت، و جهاد است اما منافع دولت های عربی را به خطر می اندازد. لذا الآن با دشمن دیرینه خود روی نابودی حماس معامله می کنند.

 به امید خدا مطالب آینده مختصر تحلیلی درباره وضعیت اسرائیل خواهد بود. خدا به ما توفیق حمایت از مظلومان را عنایت فرماید. از حوصله دوستان و خوانددگان محترم هم بسیار ممنونم.

 

 

 

 

 

 

 

نفس رسول

 

 سلام بر همگی

معذرت می خواهم که نیستم. واقعا سرم شلوغ است. اما به فکر شما عزیزان هستم. خیلی حیف شد چون می خواستم در خصوص عید غدیر خدمت برسم و تبریک عرض کنم اما خب میسر نشد. با تاخیر عید ولایت و امامت بر شما مبارک.

مطلبی هم در نظر داشتم به مناسب عید غدیر بنویسم. اما خب عید من تبدیل شد به شب امتحان! اما مناسبتی هم امروز داشت که گفتم بهانه ای است برای عرض ارادت به ساحت حضرت امیرالمومنین(ع).

واقعه روز مباهله

در آغاز طلوع اسلام، نجران تنها منطقه ‏مسيحى نشين حجاز بود كه به عللى از بت پرستى دست كشيده، به‏ آئين مسيح گرويده بودند. رسول اکرم (ص) به موازات مكاتبه با سران ‏دولتهاي جهان و مراكز مذهبى، به منظور دعوت نجرانيان به اسلام نيز، نامه اى به اسقف آن شهر نوشت. نمايندگان پيامبر وارد نجران شده و نامه پيامبر (ص) را به اسقف نجران دادند، که مضمون آن چنين است:

 «به نام خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب; از محمد فرستاده خدا بسوى اسقف نجران. خداى ابراهيم و اسحاق و يعقوب را حمد و ستايش مى‏كنم و شما را از پرستش بندگان به پرستش خدا دعوت ‏مى‏نمايم. شما را دعوت مى‏كنم كه از ولايت ‏بندگان خدا خارج شويد و در ولايت خداوند وارد آييد; و اگر دعوت مرا نپذيرفتيد، بايد به حكومت اسلامى ماليات و جزيه بپردازيد در غير اين صورت، به‏ شما اعلام خطر خواهم کرد.»

 اسقف پس از قرائت نامه براى تصميم ‏گيرى؛ شورايى مركب از شخصيتهاى بارز مذهبى و غير مذهبى تشكيل داد. يكى از افراد طرف مشورت ‏«شرجيل‏» بود كه به عقل و درايت و كاردانى معروفيت داشت. وى‏ گفت: ما مكرر از پيشوايان مذهبى خود شنيده ‏ايم كه روزى منصب ‏نبوت از نسل اسحاق به فرزندان اسماعيل انتقال خواهد يافت و هيچ بعيد نيست محمد، كه از اولاد اسماعيل است، همان پيغمبر موعود باشد. بعد از سخنان شرجيل، شورا نظر داد كه گروهى به‏ عنوان هيئت نمايندگى نجران به مدينه برود تا از نزديك با محمد (ص) تماس گرفته و دلايل نبوت او را مورد بررسى قرار دهد. بدين ترتيب، هيئتى مركب از شصت نفر بسوى مدينه رهسپار شدند که در رأس آنها «ابوحارثه بن علقمه» حاكم نجران و دو پيشوای مذهبی ديگر به نامهای، عبدالمسيح و ايهم قرار داشت.

 نجرانيان در حالی که لباس های فاخر بر تن داشتند وارد مدينه شدند و در مسجد به حضور پيغمبر اسلام (ص) آمدند. پيامبر با مشاهده هيئت آنان از ايشان روی برگرداند. چند روز به همين منوال گذشت تا آنکه نجرانيان متوجه شدند با سر و وضعی که آنان دارند امکان گفتگو با رسول خدا وجود ندارد، لذا با لباسی ساده خدمت پيامبر رسيدند. طي جلساتي كه با پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم داشتند با آن حضرت به بحث و مناظره پرداختند و عليرغم دلائل قوي و محكمي كه پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم ارائه مي فرمود، آنها همچنان به حقانيت آئين و اعتقادات خود پافشاري مي کردند. اين امر سبب شد تا پيامبر اكرم صلي الله عليه و اله و سلم بر اساس حكم پروردگار متعال، آنان را به مباهله دعوت نمايد، كه طرفين در پيشگاه خداوند لب به نفرين بگشايند و هر كدام كه بر حق نيستند و دروغ مى گويند، به عذاب الهى گرفتار شوند. نصاري پذيرفتند و اجراي آن را به روز بعد موكول كردند.

بامداد روز بعد، اجتماعى عظيم از مردم مدينه در بيرون شهر ديده مى شد و گروهى بى شمار براى تماشاى مباهله گرد آمده بودند. در آن حال مشاهده كردند كه پيغمبر اكرم (ص) در حالی که كودكي را در آغوش داشته و دست كودك ديگری را در دست دارد بهمراه بانو و مردی که پشت سر ايشان حرکت می کردند، از راه رسيدند و محلى را براى مباهله در نظر گرفتند.

مسيحيان كه از دور ناظر ورود رسول اكرم (ص) بودند، بر خلاف انتظار خود ديدند كه آن حضرت با جمعيت و ازدحام نيامده و فقط يك مرد و يك زن و دو پسر با خود آورده است .
پرسيدند كه همراهان پيغمبر با او چه نسبتى دارند؟ گفته شد: كه اينان محبوب ترين مردم نزد رسول اکرم هستند. يكى فاطمه دختر او و ديگرى على داماد و پسر عمش و آن دو پسر، فرزندان دختر او، حسن و حسين مى باشند. اسقف اعظم نصراني كه متحير شده بود، خطاب به جمعيت نصاري گفت: بنگريد كه محمد چگونه با اطمينان تمام و ايمان راسخ به ميدان آمده و بهترين عزيزان خود را براي اجراي مباهله به همراه آورده است! به خدا سوگند اگر او را در اين امر ترديد و يا خوفي داشت، هرگز عزيزان خود را انتخاب نمي كرد. مردم، من در چهره آنان معنويت و روحانيتي مي يابم كه اگر از خدا درخواست كنند، كوه ها را از جاي خود حركت خواهند داد. پس از مباهله با آنان بر حذر باشيد كه عذاب و بلا دامن ما را خواهد گرفت. به دنبال آن، پيامى به رسول اكرم (ص) فرستادند كه از مباهله درگذر و تو خودت در ميان ما حكم باش و كار را با مصالحه خاتمه بده.

رسول اكرم (ص) با پيشنهاد آنها موافقت كرد و صلح نامه اى به خط اميرالمومنين على (ع) و تعيين جزيه سبك و آسانى كه ساليانه بپردازند، تنظيم گرديد و كار خاتمه يافت .

آنچه می خواهم بگویم!

آیه زیر در مورد مباهله نازل شده است که:

"...بگو: بياييد ما فرزندان خود را دعوت مي كنيم شما هم فرزندان خود را، ما زنان خويش را دعوت مي نماييم شما هم زنان خود را، ما از نفوس خود دعوت مي كنيم شما نيز از نفوس خود، آنگاه مباهله مي كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مي دهیم"<آل عمران=۳: ۶۱>

به اتفاق پیغمبر(ص) در خصوص زنان فقط حضرت زهرا(س) را همراه برد در خصوص فرزندان حسنین(ع) و در خصوص نفوس حضرت امیر المومنین(ع) را. خب حالا آیه ای را با هم نگاه می کنیم که می گویند در فضیلت ابوبکر است. فرض کنیم باشد. نگاهی کنیم:

"...و او نفر دوم از دو تن بود آنگاه كه در غار بودند وقتى به همراه خود مى‏گفت اندوه مدار كه خدا با ماست پس خدا آرامش خود را بر او فرو فرستاد و او را با سپاهيانى كه آنها را نمى‏ديديد تاييد كرد و..."<توبه=۹: ۴۰>

و حالا سوال!

- خدا وکیلی انصافا صادقانه و... جواب دهید:

 کسی که نفس رسول خداست برای جانشینی ایشان افضل تر است یا آنکه همراه ومصاحب رسول؟

توضیحات

 

با سلام به همگی دوستان و بازدیدکنندگان محترم وبلاگ

توضیحاتی درباره دستکاری وبلاگ!

قبل از هر چیز از تشریف فرمایی و به خصوص نظرات شما ممنونم. و معذرت می خوام از اینکه مدتی است که خدمت نمی رسم و پست جدیدی نمی نویسم. به خاطر گرفتاریها و مشغله های گوناگون وقت کمی برای اینترنت می مونه تا چه رسد به فعالیتهای وبلاگ. البته امروز به لطف برخی حوداث غیر مترقبه خوش در دانشگاه! طلسم رو شکستم! و کاملا ترتیب و ظاهر و محتوای وبلاگ را عوض کردم چون به نظر خودم وبلاگ به یک نظمی غیر از این که قبلا بود نیاز داشت.

الآن وبلاگ مطالبش در یک صفحه طولانی دیده می شه.این عکس و عنوان وبلاگ را به این خاطر انتخاب کردم که خداوند انشاء الله توفیق بده که این آیه مبارک رو که هر روز بارها تکرار می کنیم واقعا در زمره رهپویان صراط مستقیمش قرار بگیریم و غیر از این اگه باشه هلاکت است.زیر این عکس آخرین پست رو مشاهده می فرمایید و در آخر هم مطالب به حسب موضوع قرار هست که بیاید. به عشق برترین خلق خدا و والاترین حبیب و رسول گرامی او قالب را به یادش مزین ساختیم.با تغییر قالب به این فکر افتادم که تمامی مطالب رو هم عوض کنم. این کار رو نه فقط به خاطر تغییر دادن محتوای وبلاگ بلکه  واقعا یک نیاز اساسی احساس می کردم. به خصوص با مطالعه های جدیدتر.

به عبارت دیگه یک بهینه سازی مطالب می خواستم داشته باشم یعنی یک بررسی دوباره داشته باشم ایراداتش رو بر طرف کنم و احیانا کم و زیادی... اگه لازم شد.(الآن تمام مطالب ثبت موقت شده اند تا درست شوند) سعی می کنم هرچی زودتر پست های اصلاح شده یا درست تر بگم بازسازی شده رو بیارم و اول هم از پستهایی شروع می کنم که کمترنیاز به دستکاری در اونها می بینم. البته واضحه که این کار خیلی زمان بره. چون می خوام یک مطالعه و بررسی کلی از اول داشته باشم... پستها کم کم آماده خواهند شد... هر نوع پیشنهاد شما را پذیرایم.

 

پستهای در رابطه با شناختن خدا

            


درآمدی بر شناختن خدا(۱۲/۱۱/۱۳۸۷)

در این پست من خیلی مختصر به برخی جنبه های کلی از خداشناسی پرداخته ام. البته نه از دیدگاه  جزئی بلکه از دید کلی مسائلی از قبیل اینکه مسئله خدا در کجا ریشه دارد، اثبات خدا چه فایده ای دارد و آیا اینکه اصولا ما می توانیم با عقل خودمان خدا را بشناسیم؟ نهایتا اهمیت شناخت خدا و کمکی که خداشناسی به تشخیص حقیقت به ما می کند اشاره ای داشته ام... توصیه من به همه عزیزانی که می خواهند عقلی وارد خداشناسی شوند اینه که یک نگاهی به این پست داشته باشید. ضرر نمی کنید! این پست در گرفتن یک دیدگاه کلی از خدا و انسان می تونه مفید باشه... 

لطفا مطلب را مطالعه و نظراتتان را بیان فرمایید

پستهای به مناسبت ماه مبارک رمضان

               


 دعای امام سجاد(ع) در وداع کردن با ماه مبارک رمضان:(۱۱/۷/۱۳۸۷)

آخر ماه مبارک رمضان هم با شادی است و هم با ناراحتی شادی به خاطر اینکه خداوند توفیق یک ماه روزه داری و عبادت را به ما داده است و حالا عید بندگی است... و ناراحتی به خاطر تمام شدن ماه رمضان.در دعای وداع ماه رمضان حضرت زین العابدین(ع) بهترین توصیف ها را  از ماه رمضان فرموده و از خداوند  دعاهایی برای پذیرش طاعات و نیز وداعی با خطاب قرار دادن ماه رمضان دارند... که به نظر من اوج این دعا است. خداوند به ما توفیق مطالعه و از آن بیشتر توفیق عمل به مضامین دعاهای اهل بیت(ع) را عنایت فرماید.چنانچه این دعای شریف یا هر دعای دیگری رو خوندید ما رو هم دعا کنید.

لطفا مطلب را مطالعه و نظراتتان را بیان فرمایید


دعای امام سجاد(ع) در فرا رسیدن ماه مبارک رمضان:(۱۷/۶/۱۳۸۷)

ماه مبارک رمضان ماه مهمانی خداست. بهترین توصیف ها را از مهمانی خدا اولیاء خدا ارائه می کنند. در این دعای بسیار زیبا حضرت سجاد(ع) به قدر و منزلت این ماه اشاره فرموده در قالب دعا بهترین حالات را برای جوارح و عبادات و اعمال ذکر می فرمایند. دعاهای صحیفه همواره عالی ترین مضامین را داشته اند حتی اگر ماه رمضان هم نباشد مطالعه این دعا بسیار به حال ما آدمیان دچار روزمرگی شده مفید است. 

لطفا مطلب را مطالعه و نظراتتان را بیان فرمایید 


خطبه شعبانیه:(۱۲/۶/۱۳۸۷)

حضرت رسول اکرم(ص) در خطبه ای در آستانه ماه مبارک رمضان برای مردم این خطبه را ایراد فرمودند. در این خطبه حضرت بیاناتی فرموده اند در خصوص مطالبی از قبیل قدر و منزلت ماه مبارک رمضان، پاداشهایی که خداوند متعال برای برخی اعمال نیک در نظر گرفته است، کارهایی که مردم شایسته است انجام دهند یا ترک کنند و تاثیرات اینها در قیامت و...گرچه شاید با این خطبه آشنا باشید اما به نظر من مطالبی اینچنین با تکرار ملال آور نشده و رنگ کهنگی نمی گیرند.

لطفا مطلب را مطالعه و نظراتتان را بیان فرمایید

پستهای در رابطه با برهانهای اثبات خدا

 

آیا شکی است در خدا، آفریننده آسمانها و زمین...؟!


 برهان نظم(۲۲/۶/۱۳۸۶)

در این پست من بیان برهان نظم را خواستم که قدری دقیق تر ولی در عین حال به زبون خودمونی و ساده بگم. این برهان یکی از ساده ترین و رایج ترین برهان های خداشناسی است اما به نظر من ارزشش را داره که قدری دقیق تر بهش نگاه کنیم یک مقداری تعمق کنیم و یه خرده روش فکر کنیم. در قرآن زیاد ما به تفکر در نظم آفرینش دعوت می شیم. چرا نظم در آفرینش ما را به آفریدگار می رسونه؟ اصلا حرف حساب این برهان چیه؟ کدوم نظم؟ این ها مطالبی است که من سعی کرده ام توضیح بدهم. البته چند نمونه از نظم های شگفت هم که ما را خود به خود تو فکر می بره آورده ام...اگر محبت کردید و متن رو مطالعه کردید حتما کمی روی اینا درنگ کنید؛ البته لازم به ذکره که این مطلب اخیرا بازنویسی و مقداری هم مختصر شده؛ به نظر من که بهتر شده.ولی شاید بدترهم شده باشه! قضاوت با شما...

لطفا مطلب را مطالعه و نظراتتان را بیان فرمایید

دعا در وداع ماه مبارک رمضان

مقدمه

با سلام خدمت همگی. عید سعید فطر بر همگی شما مبارک باد! امیدوارم طاعات و عبادت شما مقبول حضرت ایزد تعالی واقع شده باشد.عذر می خواهم اگر زودتر خدمت شما نرسیدم و به بزرگورای خود ببخشید. ماه مبارک رمضان هم به انتها رسید. خوب است وداعی با این ماه مبارک داشته ابشیم. بهترین دعاها به عقیده من صحیفه سجادیه است. با این وداع کمتر رمضان را فراموش می کنم و کمک می کند که بیشتر و بهتر برکات این ماه را حفظ کنیم. البته من ترجمه دعای چهل و پنجم را آورده ام. قسمتهایی رو هم پر رنگ کردم. به نظرم خیلی جالب بود. البته می باید همه اش رو پر رنگ می کردم! ولی اون چیزهایی که به نظرم مهتر رسیدند. به همینطور آدرس آیاتی را هم که در متن دعا آمده بود درج کردم. و دعا را هم به قسمتهایی تقسیم کردم تا همینطوری که معنی را حضرت زین العابدین به اوج زیبایی رسانده اند من کمی ظاهر را آراسته کنم به نظرم اینطوری راحت تر باشه. نظراتتان را هم  از ما دریغ نکنید. عیدتان مجددا مبارک باد! راستي اينم لینک مطلب 

«دعا در وداع ماه مبارك رمضان، دعای چهل و پنجم»

در وصف افعال کریمانه خداوند

" اى خدايى كه در برابر احسان به بندگان پاداش نخواهى، و از عطا و بخشش پشيمان نمى‏گردى، اى كسى كه مزد بنده خود را بيش از عمل او مى‏دهى، نعمتت بى استحقاق به بندگان رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضايت عين خير است. اگر بخشش كنى عطايت را به منّت آلوده نكنى، و اگر عنايت نكنى از باب ستم نيست، آن‏كه تو را شكر كند شكرش كنى، در صورتى كه خودت آن شكر را به او الهام فرمودى، و هر كه تو را بستايد پاداشش مى‏دهى در حالى كه آن ستايش را خودت به او تعليم‏كردى، پرده مى‏پوشى بر آن كه اگر مى‏خواستى رسوايش مى‏كردى، و جود و كرم كنى بر آن كه اگر مى‏خواستى از وى دريغ مى‏كردى، در صورتى كه هر دو مستحق رسوايى و دريغ تو اند،

 امّا تو تمام امورت را براساس تفضل بنا نهاده‏اى، و قدرتت را بر آئين گذشت مقرّر كرده‏اى، و با آن كه با تو به مخالفت برخاسته با بردبارى روبرو مى‏شوى، و به آن كه در حق خويش ستم كرده مهلت مى‏دهى، با صبر و بردبارى خود مهلتشان مى‏دهى تا به حضرتت بازگردند، و در مؤاخذه عاصيان شتاب نمى‏كنى تا به توبه موفق شوند، تا هلاك شونده آنان بدون رضاى تو هلاك نشود، و تيره‏بختشان به نعمتت بدبخت نگردد مگر پس از قطع بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و اين همه بزرگوارى و آقايى از عفو و گذشت توست اى بزرگوار، و بهره‏اى است از محبتت اى بردبار.

 وعده های خداوند به مردم در خصوص کار نیک

 تويى كه بر بندگانت درى به سوى بخشش خود باز كرده‏اى، و آن را باب توبه ناميده‏اى، و بر آن درِ گشوده راهنمايى از وحى خود قرار داده‏اى، تا آن را گم نكنند، پس خود - كه نامت والا و مبارك است - فرمودى: "به سوى خدا توبه خالص و بى‏پيرايه آوريد، باشد كه پروردگارتان گناهان شما را محو كند، و شما را داخل بهشت‏هايى نمايد كه نهرها از زير آن روان است، در آن روزى كه خداوند پيامبر خود و آنان را كه به او ايمان آوردند خوار وذليل نمى‏كند، درحالى‏كه نورشان پيش‏رويشان و از جانب راستشان روان است مى‏گويند: خداوندا نورمان را كامل كن، و ما را مورد مغفرت قرار ده، كه تو بر هر چيز توانايى."<تحریم=۶۶: ۸> پس عذر كسى كه از ورود به آن خانه غفلت كند پس از گشوده شدن در و به‏پا داشتن راهنما چه خواهد بود؟ و تويى كه در معامله با بندگانت بر عطاى خود افزوده‏اى، تا در اين تجارتشان از عنايت تو سود برند، و در حركت كردن به جانب تو كامياب گردند، و از حضرتت بهره‏اى افزون دريافت نمايند، به همين خاطر، تو خود - كه نامت مبارك است و بس والايى – فرمودى:"هر كس كه يك كار نيك كند ده برابر آن پاداش دارد، و هر كس يك كار بد كند جز به مانند كارش عقوبت نبيند"<انعام=۶: ۱۶۰>، و نيز فرمودى: "مثل آنان كه اموالشان را در راه خدا انفاق مى‏كنند مانند دانه‏اى است كه هفت خوشه رويانده، در هر خوشه صد دانه باشد، و خداوند براى هر كه بخواهد آن را چند برابر كند"<بقره=۲: ۲۶۱>، و فرمودى: "كيست آن كه به خداوند قرض الحسنه دهد تا خدا آن را چندين برابر سازد؟"<بقره=۲: ۲۴۵> و امثال و نظائر اين وعده‏ها كه در قرآن درباره چند برابر كردن كارهاى نيك فرو فرستاده‏اى.

راهنمایی خداوند در مورد نیایش و عبادت

 و تويى آن خداوندى كه با گفتار از غيب خود و به سبب ترغيبت كه در برگيرنده سود ايشان است آنان را به چيزى راهنمايى فرمودى كه اگر از آنان مى‏پوشاندى ديدگانشان درك نمى‏كرد، و گوشهاشان فرانمى‏گرفت، و فكرشان به آن نمى‏رسيد، چرا كه فرمودى: "مرا ياد كنيد تا شما را ياد كنم، و مرا سپاس آوريد و كفران نورزيد" <بقره=۲: ۱۵۲>، و فرمودى: "هرآينه اگر شكر آريد شما را افزونى دهم، و اگر ناسپاسى كنيد همانا عذاب من شديد است"<ابراهیم=۱۴: ۷>، و فرمودى:"مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم، آنان كه از عبادت من (دعا كردن) تكبّر ورزند به زودى خوار و ذليل وارد جهنم مى‏شوند"<غافر=۴۰: ۶۰>. پس نيايش و دعا را عبادت، و تركش را كبر و خودخواهى ناميدى، و بر ترك دعا به دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهديد فرمودى. بدين سبب بندگان واقعى به نعمتت تو را ياد كردند، و به بخششت شكر آوردند، و به فرمانت به دعا برخاستند، و به خاطر گرفتن عطاى افزونت صدقه دادند، و تنها راه آزادى آنان از خشم تو، و دستيابى به رضاى حضرتت در آن بود.

سپاس خدا در نعمت و عطایش بر ما

 و اگر مخلوقى مخلوق ديگر را از سوى خود به مثل آنكه حضرت تو بندگانت را از سوى خود راهنمايى نمودى هدايت مى‏كرد موصوف به احسان، و موصوف به امتنان و بخشش بود، و به هر زبانى مورد ستايش قرار مى‏گرفت، پس سپاس توراست تا آنجا كه در سپاس تو راهى وجود داشته باشد، و تا آنجا كه براى سپاس كلمه‏اى كه تو به آن ستوده شوى، و معنايى كه به سپاس منصرف گردد باقى باشد. اى كسى كه با احسان و فضلت  بندگان را به سپاس فراخوانده‏اى، و آنان را غرق عطا و بخشش خود نموده‏اى، چه آشكار و پخش است نعمت تو در ما! و چه فراوان است عطايت برما! و چه مخصوص است نيكى تو به ما! ما را به دين برگزيده‏ات راه نمودى، و به آئين پسنديده‏ات رهنمون شدى، و سالك راهى فرمودى كه آن را هموار كردى، و ما را به راه تقرب به پيشگاهت، و وصول به كرامتت بينايى دادى.

 خداوند ماه رمضان را گرامی داشت

خداوندا تو از خالص‏ترين آن وظايف، و برگزيده‏ترين آن فرائض، ماه رمضان را قرار دادى كه آن را از ميان ساير ماهها برگزيدى، و از ميان همه زمانها و عصرها اختيار كردى، و بر تمام اوقات سال ترجيح دادى، به خاطر آنكه در آن قرآن و نور نازل نمودى، و ايمان را در اين ماه چند برابر ساختى، و روزه گرفتن را در آن واجب فرمودى، و به شب زنده‏دارى در آن ترغيب كردى، و شب قدر را در آن كه از هزار شب با ارزش‏تر است بزرگ داشتى، پس ما را محض اين ماه بر ساير امم برترى دادى، و در پرتو فضل آن ما را از ميان همه ملتها برگزيدى، پس به فرمانت روزش را روزه گرفتيم، و در شبش به كمك تو به عبادت برخاستيم، و به وسيله روزه و نمازش طالب رحمتى كه براى ما مهيّا فرمودى شديم، و آن را وسيله رسيدن به ثواب تو قرار داديم، و تو بر آنچه بندگانت بدان رغبت دارند قادرى، و آنچه را كه از احسانت خواسته شود بخشنده‏اى، و به آن كه جهت رسيدن به قرب تو بكوشد نزديكى.

 ماه مبارک رمضان با ما

 و همانا اين ماه در نزد ما ستوده زيست، و با ما همنشينى پسنديده بود، و برترين منفعت جهانيان را براى ما به ارمغان آورد، پس به هنگام پايان گرفتن وقت، و سرآمدن مدت، و كامل شدن روزهايش از ما جدا شد، اينك آن را وداع مى‏گوئيم وداع كسى كه هجرانش بر ما غم‏انگيز است، و روى گرداندنش ما را به اندوه و وحشت دچار كرده، و بر عهده ما پيمان ناگسستنى، و حرمت در خور توجه، و حق لازم دارد،

وداع با ماه مبارك رمضان

      وداع با ماه مبارك رمضان

 به اين خاطر مى‏گوئيم:

*- سلام بر تو اى بزرگ‏ترين ماه خدا، و اى عيد عاشقان حق.

*- سلام بر تو اى كريم‏ترين همنشين از ميان اوقات، و اى بهترين ماه در روزها و ساعات.

*- سلام بر تو اى ماهى كه در طىّ تو برآورده شدن آمال نزديك گشته، و اعمال در آن پخش و فراوان است.

*- سلام بر تو اى همنفسى كه قدر و منزلتت بزرگ، و فقدانت بسيار دردناك است، و اى مايه اميدى كه دوريت رنج‏آور است.

*- سلام بر تو اى همدمى كه چون رو كنى ما را مونس شاد كننده‏اى، و چون سپرى شوى وحشت‏آور و دردناكى.

*- سلام بر تو اى همسايه‏اى كه دلها نزد تو نرم شد، و گناهان در تو نقصان گرفت.

*- سلام بر تو اى ياورى كه ما را در مبارزه با شيطان يارى دادى، و اى مصاحبى كه راههاى احسان را هموار و آسان ساختى.

*- سلام بر تو كه چه بسيارند آزاد شدگان حضرت حق در تو، و چه سعادتمند است كسى كه حرمتت را به واسطه خودت رعايت نمود!

*- سلام بر تو كه چه بسيار گناهان را از پرونده ما زدودى، و چه عيب‏ها كه بر ما پوشاندى!

*- سلام بر تو كه زمانت بر گنهكاران چه طولانى بود، و در دل مؤمنان چه هيبتى داشتى!

*- سلام بر تو اى ماهى كه هيچ زمانى با تو پهلو نزند.

*- سلام بر تو اى ماهى كه از هر نظر مايه سلامتى.

*- سلام بر تو كه مصاحبتت ناپسند و معاشرتت نكوهيده نيست.

*- سلام بر تو همچنان كه با بركات بر ما وارد شدى، و ناپاكى معاصى را از پرونده ما شستى.

*- سلام بر تو كه وداع با تو نه از باب خستگى، و فراغت از روزه‏ات نه به خاطر ملالت است.

*- سلام بر تو كه قبل از آمدنت در آرزويت بسر مى‏برديم، و پيش از رفتنت بر هجرانت محزونيم.

*- سلام بر تو كه چه بدى‏ها كه به سبب تو از جانب ما گشته، و چه خوبيها كه از بركت تو به سوى ما سرازير شده! سلام بر تو و بر شب قدرى كه از هزار ماه بهتر است.

*- سلام بر تو كه ديروز چه سخت بر تو دل بسته بوديم، و فردا چه بسيار شائق تو مى‏شويم!

*- سلام بر تو و بر فضيلت تو كه از آن محروم گشتيم، و بر بركات گذشته‏ات كه از دست ما گرفته شد.

دعا برای ماه رمضانی که گذشت

بارالها ما اهل اين ماهيم كه ما را به آن شرافت بخشيدى، و توفيق ادراكش را به ما عنايت فرمودى آنگاه كه تيره‏بختان وقتش را نشناختند، و از بخت بدشان از فضلش محروم شدند. تويى سرپرست آنچه از معرفتش كه ما را بدان برترى دادى، و آنچه از سنّتش كه ما را بدان رهنمون شدى، و ما به توفيق تو به روزه و نماز آن برخاستيم همراه با تقصير، و در آن اندكى از بسيار را بجا آورديم. خداوندا پس تو را سپاس همراه با اقرار به بديهامان، و اعتراف به سهل‏انگاريمان، در حالى كه در قلوبمان ندامت قطعى، و بر زبانمان عذر صادقانه داريم، پس ما را با توجه به اعتراف به تقصيرى كه در اين ماه داشتيم مزدى عنايت كن كه تدارك كننده فضيلت‏هاى دلخواهمان، و جايگزين ذخيره‏هايى كه مورد علاقه ماست باشد، و عذر ما را در كوتاهى از اداى حقّت قبول كن، و آينده عمرمان را به ماه رمضان آينده كه در پيش داريم برسان، و چون ما را به آن رساندى ما را بر انجام عبادتى كه سزاوار توست يارى ده، و به انجام طاعتى كه شايسته آن ماه است موفق دار، و عمل صالحى را كه موجب تدارك حق تو در آن دو ماه از ماه‏هاى زمان خواهد بود به دست ما جارى فرما. 

خداوندا هر گناه كوچكى يا بزرگى كه در اين ماه به آن دست زديم، يا معصيتى كه به آن آلوده گشتيم، يا خطايى كه مرتكب شديم، از روى عمد يا فراموشى، كه در آن به خود ظلم كرده، يا حرمت ديگرى را بدان دريده باشيم، پس بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از همه آنها در پرده ستّارى حضرتت بپوشان، و به عفوت از ما بگذر، و ما را در آن ماه شهره به پيش ديده شماتت كنندگان قرار مده، و زبان طعنه‏زنندگان را بر ما باز مكن، و ما را به كارى بدار كه سبب فرونهادن گناهان و پوشاندن آن چيزى شود كه در آن ماه بر ما نمى‏پسندى، به مهربانيت كه پايان ندارد، و احسانت كه كاستى نمى‏پذيرد.

 در پایان یافتن ماه رمضان

 خداوندا بر محمد و آلش درود فرست، و ضايعه دردآور از دست رفتن رمضانمان را جبران كن، و روز عيدمان و فطرمان را بر ما مبارك گردان، و آن را از بهترين روزهايى قرار ده كه بر ما گذشته، كه بيشترين عفو را موجب، و بيشترين معاصى را محو كننده باشد، و گناهان پنهان و آشكار ما را مورد مغفرت قرار ده. بارالها پايان يافتن اين ماه را پايان يافتن خطاهايمان قرار ده، و به دنبال خارج شدنش ما را از بديهامان خارج كن، و ما را از سعادتمندترين اهل اين ماه به آن، و پرنصيب‏ترين آنان در آن، و بهره‏مندترين ايشان از خودت قرار ده. بار الها هر كس كه اين ماه را آن طور كه بايسته است رعايت كرده، و احترامش را آنچنان كه بايد حفظ نموده، و حدودش را به بهترين صورت بپاداشته، و از گناهانش به نحو صحيح پرهيز كرده، يا به وسيله كار خير به تو تقرب جسته كه موجب خشنوديت از وى گشته، و رحمتت را متوجه او نموده، پس مانند آنچه به او بخشيدى از توانگرى خود به ما ببخش، و چندين برابر آن را از فضل خود به ما عطا فرما، زيرا كه فضلت كاستى نگيرد، و خزائنت نقصان نپذيرد بلكه افزون مى‏شود، و معادن احسانت از بين نمى‏رود، و همانا عطاى تو گوارا عطايى است.

 بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و همانند پاداش آنان‏كه تا روز رستاخيزاين ماه را روزه گرفته‏اند، يا به بندگى تو در آن اقدام كرده‏اند براى ما ثبت كن. بارالها در اين روز فطر كه آن را براى اهل ايمان عيد و شادى، و براى اهل آيين خود روز اجتماع و گردهمايى قراردادى به درگاهت توبه مى‏كنيم، از هر معصيتى كه دچارش شديم، يا هر كار بدى كه به آن دست زديم، يا انديشه سوئى كه در دل داشتيم، مانند توبه كسى كه خيال بازگشت به گناه را ندارد، و پس از توبه به جانب هيچ خطايى برنمى‏گردد، توبه پاك و خالصى كه از شك و ترديد پيراسته باشد، پس آن را از ما بپذير، و از ما راضى شو، و ما را بر آن استوار بدار. بارالها، ترس از عذاب وعده داده شده، و رغبت به ثواب موعود را روزى ما كن، تا لذّت آنچه را كه از تو مى‏خواهيم بيابيم، و غصه آنچه را كه از آن به تو پناه مى‏بريم دريابيم، و ما را در پيشگاهت از توبه كنندگانى قرار ده كه محبتت را بر ايشان حتم ساخته‏اى، و بازگشتشان را به طاعت خود قبول نموده‏اى، اى عادل‏ترين عادل‏ها. بارالها، از پدران و مادران و اهل دين ما همگى، چه آن كه از ايشان از دنيا رفته، و چه آن كه تا قيامت به آنان خواهد پيوست درگذر.

درود بر رسول خدا و خاتمه دعا

 بارالها بر محمد پيامبر ما و بر آلش درود فرست همچنان كه بر فرشتگان مقرّبت درود فرستادى، و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر پيامبران مرسلت درود فرستادى، و بر او و بر آلش درود فرست آن طور كه بر بندگان شايسته‏ات درود نثار كردى، و بهتر از آن اى خداى عالميان، چنان درودى كه بركتش به ما برسد، و سودش نصيب ما گردد، و به‏خاطر آن دعاهايمان مستجاب شود، زيرا كه تو بزرگوارترين كسى هستى كه به او توجه شده، و بى‏نياز كننده‏ترين كسى هستى كه بر او اعتماد شده، و بخشنده‏ترين كسى هستى كه از احسانش درخواست شده، و تو بر هر چيز توانايى." 

عیدتان باز هم مبارک نماز و روزه هایتان هم قبول و التماس دعا

دعای امام سجاد(ع) در فرارسیدن ماه رمضان

مقدمه

با سلام خدمت همه دوستان اميدوارم كه ايام مبارك ماه رمضان را در بهترين حالت ممكن در حال سپري كردن باشيد. وقتي ماه رمضان است گفتن از غير رمضان اصلا لطفي نداره. يك چيز ديگه هم هست من كه نمي دونم رمضان چيه! اصلا وقتي معصوم درباره اين ماه پر خير و بركت سخن گفته اند من غلط بكنم از پيش خودم بگم! امروز مي خواهم دعاي حضرت امام سجاد(ع) را از صحيفه سجاديه بيارم.(قسمت بندي ها و عنوان گذاشتن ها و تیره کردن بخشهایی از دعا از من است که موضوعات مطرح شده را کمی بیشتر تو دید قرار بدم) دعاي آن حضرت به وقت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان:

«دعا به وقت فرا رسيدن ماه رمضان»(دعای چهل و چهارم)

حمد خداوند

" سپاس خدا را كه ما را راهنما به سپاس خود شد، و شايسته آن نمود، تا از شكرگزاران احسان او گرديم، و به ما بر اين كار پاداش نيكوكاران بخشد. و سپاس خداى را كه دينش را به ما عنايت فرمود، و ما را به آئين خود اختصاص داد، و در راههاى احسان خود روان ساخت، تا در آنها به فضل و لطفش به سوى رضوان او حركت كنيم، چنان حمدى كه از ما بپذيرد، و به سبب آن از ما خشنود شود.

منزلت ماه رمضان

 و سپاس خداى را كه از جمله آن راهها، ماه خود ماه رمضان را قرار داد، ماه روزه، ماه اسلام، ماه طهارت، ماه آزمايش، ماه قيام، ماهى كه قرآن را در آن نازل كرد، براى هدايت مردم، و بودن نشانه‏هايى روشن از هدايت و مشخص شدن حق از باطل، و بدين جهت برترى آن ماه را بر ساير ماهها بر پايه احترامات فراوان، و فضيلت‏هاى آشكار روشن نمود، پس آنچه را در زمانهاى ديگر حلال بود حرام كرد، و براى اكرام آن خوراكيها و آشاميدنيها را منع نمود، و براى آن زمان معيّنى قرار داد كه حضرتش - جلّ‏وعز - اجازه نمى‏دهد از آن پيش افتد، و نمى‏پذيرد كه از آن پس افتد، سپس يكى از شبهايش را بر شبهاى هزار ماه فضيلت و برترى داد، و آن را شب قدر ناميد، كه در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى هر امرى نازل مى‏گردند، و آن شب سلامتى و بركت پيوسته است تا سپيده دم بر هر كس از بندگانش كه بخواهد به جهت قضايش كه لازم‏الاجراء دانسته است.

جوارح ما

 بار الها بر محمد و آلش درود فرست، و معرفت برترى اين ماه و بزرگداشت احترامش، و خوددارى از محرمات در آن را به ما الهام كن، و ما را به روزه داشتن آن با حفظ جوارح از گناهان، و به كار بردن آنها در آنچه كه تو را خشنود مى‏نمايد يارى ده، تا با گوشمان به گفتار لغو گوش نكنيم، و با چشمانمان به تماشاى لهو نشتابيم، و دستهايمان را به حرامى دراز نكنيم، و - به سوى ممنوع تو گام برنداريم، و شكمهايمان جز به حلال پر نشود، و زبانمان به غير آنچه تو گفته‏اى گويا نگردد، و جز در كارى كه به ثواب تو نزديك مى‏كند به كوشش برنخيزيم، و جز آنچه از عقوبتت نگاه دارد فرا نگيريم، آنگاه اين همه را از خودنمايى رياكاران، و شهرت‏خواهى شهرت‏طلبان خالص و پاك گردان، به گونه‏اى كه كسى را با تو در اين امور شريك نكنيم، و مقصد و مقصودى غير تو نداشته باشيم.

نماز

بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را در اين ماه بر اوقات نمازهاى پنجگانه به نحوى كه حدودش را معين نمودى، و واجباتش را مقرر فرمودى، و شروطش را بيان كردى، و اوقاتش را تعيين نمودى آگاه و بينا ساز، و ما را در مرتبه آنانى قرار ده كه به مراتب آن رسيده‏اند، و اركانش را نگهبانند، و آن را در اوقات خود بپا مى‏دارند، آن طور كه پيامبرت - كه صلوات تو بر او و آلش باد - تشريع فرموده، در ركوع و سجود و همه آداب و درجات عالى فضيلتش، با كامل‏ترين طهارت و تمامترينش، و روشن‏ترين مراتب خشوع و رساترينش،

رفتار با ديگران

 و ما را در اين ماه توفيق ده تا به خويشاوندان خود نيكى و پيوند كنيم، و به همسايگان از راه احسان و بخشش رسيدگى كنيم، و اموال خود را از مظالم پاك نمائيم، و با بيرون كردن زكات آن را پاكيزه كنيم، و با آن كس كه با ما قهر كرده آشتى كرده، و با كسى كه به ما ستم نموده به انصاف برخاسته، و با دشمن مدارا كنيم، مگر آن كه دشمنى با او به خاطر تو و در راه تو بوده، زيرا او دشمنى است كه هرگز با وى دوستى ننمائيم، و حزبى است كه دل با او صاف نكنيم،

اعمال شايسته

 و ما را توفيق ده كه در آن به تو تقرب جوئيم در سايه اعمال شايسته‏اى كه ما را به آن از آلودگى معاصى پاك نمايى، و در آن از عيوب تازه بازدارى، تا هيچ يك از فرشتگانت جز مرتبه‏اى پائين‏تر از آنچه ما بجا آورده‏ايم از ابواب طاعت و انواع تقرب به سويت به محضرت عرضه نكنند. بارالها، تو را به حق اين ماه رمضان و به حق هر كس كه از آغاز تا پايان آن بندگى تو كرده، از فرشته‏اى كه او را به مقام قرب خود رسانده باشى، يا پيامبرى كه براى هدايت فرستاده باشى، يا عبد صالحى كه او را برگزيده باشى، سوگند مى‏دهم كه بر محمد و آلش درود فرستى، و ما را در اين ماه به كرامتى كه به اولياء خود وعده دادى سزاوار كن، و آنچه را كه براى اهل سعى و كوشش در طاعت و عبادت قرار داده‏اى براى ما قرار ده، و ما را در سايه رحمتت در رديف كسانى قرار ده كه استحقاق برترين مرتبه را نزد تو پيدا كرده‏اند.

لغزش و خطا

 بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و ما را از انحراف در توحيدت،و كوتاهى در ستايش حضرتت، و شك در دينت، و كورى از راهت، و بى‏توجهى به حرمتت، و گول خوردن از دشمنت: شيطان رانده شده دور ساز. بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و چنانچه در هر شب از شبهاى اين ماه مبارك برايت بندگانى است كه بخششت آنان را آزاد مى‏كند، يا گذشتت ايشان را مى‏بخشد، پس ما را از آن بندگان قرار ده، و ما را براى ماه رمضانمان از بهترين اهل و ياران محسوب كن. بارالها بر محمد و آلش درود فرست، و همراه با به سر آمدن ماه رمضان گناهان ما را به سر بر، و با سپرى شدن روزهاى پايانيش پى‏آمدهاى گناهانمان را از ما برگير، تا در حالى از ما بگذرد كه ما را از خطاها و لغزش‏ها خالص نموده، و از گناهان پاك فرموده باشى. بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، و چنانچه ما در اين ماه منحرف شويم تو تعديلمان كن، و اگر از راه درستى بگرديم تو استوارمان ساز، و اگر دشمنت شيطان بر ما مسلط گردد تو ما را از او رهايى ده.

دعا براي همه اوقات

بارالها اين ماه را از عبادتمان سرشار ساز، و اوقاتش را به طاعتمان از تو زينت ده، و در روزش ما را به روزه داشتن، و در شبش ما را به نماز و زارى و خشوع در برابر خود، و خوارى به محضرت يارى فرما. تا روزش شاهد غفلت ما، و شبش گواه تقصير ما نباشد. بار الها ما را در همه ماهها و روزها تا زمانى كه زنده‏مان مى‏دارى اينچنين قرار ده، و ما را از عباد شايسته خود گردان كه بهشت را به ميراث برند و در آن جاودان باشند، آن عبادى كه هر چه دارند در راه حق مى‏بخشند در حالى كه قلوبشان از انديشه بازگشت به حضرت ربّ ترسان است، و از كسانى كه به جانب خيرات مى‏شتابند و بدان سبقت مى‏گيرند.

خاتمه دعا

 بار خدايا بر محمد و آلش درود فرست، در هر وقت و هر زمان، و در هر حالى، به اندازه درودى كه به هر كس ديگر فرستاده‏اى، و چند برابر آن درودها كه احدى را قدرت بر شمردن آن نباشد، همانا آنچه را تو بخواهى انجام مى‏دهى."

لينكها:

لينك براي صحيفه سجاديه فراوان است. من لينجا فهرست دعاهاي اين كتاب شريف با ترجمه استاد انصاريان را خدمتتان مي دهم كه خودمم هم از ترجمه ايشان دعا را آوردم  فهرست صحیفه سجادیه

 

خلاصه كلام: در دعاهاي معصومين بهتر مي فهميم كه اين اوقات شريف را چه بايد كرد.

 بلكه می بینیم اين دعاها اصلا خودشان بهترين راهنما و تعليم دهنده ما هستند.

 صحيفه سجاديه نيز بهترين در زیبایی و مضمون مجموعه اين نوع دعاها را در بر دارد.

خطبه شعبانیه رسول اکرم(ص)

مقدمه

با سلام خدمت همه دوستان. حلول ماه مبارك ضيافت الله را خدمت همگي شما تبريك و تهنيت عرض مي كنم. در قدر و عظمت اين ماه من يكي كه چيزي نمي تونم بنويسم. به نظرم بهترين اين معرفي رمضان را مي شه در خطبه شعبانيه پيامبر(ص) جست و جو كرد. اين خطبه در چند كتاب معتبر آمده: وسائل الشيعه، امالي و عيون الاخبار.در مفاتيح الجنان هم مرحوم شيخ عباس قمي(ره) همه ايني رو كه مي نويسم (جز يك كوچولوي آخرش) آورده.اين خطبه از حضرت امام رضا(ع) به نقل از پدران بزرگوارشان از پيامبر(ص) بيان شده.خب با اجازه من ترجمه وسائل را مي آورم:

«خطبه شعبانیه»

از حضرت رضا(ع) از پدرانش(ع)، از علي(ع) كه فرمود خطبه خواندند براي ما روزي رسول الله(ص) فرمودند:

فضيلت ماه رمضان

" اي مردم! ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به سوي شما رو كرده است.
ماهي كه نزد خدا، بهترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعتهايش بهترين ساعتهاست.ماهي كه در آن شما را به مهماني خدا دعوت كرده اند و شما در آن از اهل كرامت خدا شده ايد. نفسهاي شما در آن ثواب تسبيح و ذكر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذيرفته است و دعاهاي شما مستجاب،

توصيه هاي پيامبر(ص) براي روزه داران اين ماه

 پس، از پروردگار خويش با نيت هاي راستين و دلهاي پاك، بخواهيد كه توفيق روزه اين ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنايت فرمايد.

پس شقي و بدبخت، آن كسي است كه در اين ماه بزرگ، از آمرزش خدا بي بهره شود. در اين ماه باگرسنگي و تشنگي خود، گرسنگي و تشنگي روز قيامت را بياد آوريد. به فقيران و درماندگان كمك وياری كنيد.

به پيران و كهنسالان احترام و به كودكانتان ملاطفت و مهرباني نموده و با خويشاوندان رفت و آمد داشته باشيد.

 زبان خود را از گفتار ناشايست نگاه داريد. ديدگان خود را از ديدن ناروا و حرام بپوشانيد و گوشهاي خود را از شنيدن آنچه نادرست است، باز داريد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا بعد از شما با يتيمان شما مهرباني كنند. از گناهان خود به سوي خدا توبه و بازگشت كنيد.

 در اوقات نماز، دستهاي خود را به دعا برداريد، زيرا كه وقت نماز بهترين ساعتهاست و در اين اوقات، حق تعالي با رحمت، به بندگانش مي نگرد و اگر با او مناجات كنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا كنند لبيكشان گويد و اگر از او بخواهند عطا كند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

تاثير اعمال اين ماه در قيامت

 اي مردم! جانهايتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج كنيد. پشت شما از بار گناهان سنگين است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبك گردانيد و بدانيد كه حق تعالي به عزت خود سوگند ياد كرده است كه نمازگزاران و سجده كنندگان در اين ماه را عذاب نكند و در روز قيامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 اي مردم! هركه از شما روزه دار مؤمني را در اين ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد كردن و آمرزش گناهان گذشته  اش را خواهد داشت.

... برخي از اصحاب گفتند: يا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نيستيم. حضرت فرمود:

 با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهيزيد اگرچه به نصف دانه خرما و يا به يك جرعه آب باشد.

 اي مردم! هركس اخلاق خود را در اين ماه نيكو كند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز كه قدمها، بر آن بلغزد. هركس در  اين ماه كارهاي غلامان و مستخدمان خود را سبك گرداند، خدا در قيامت حساب او را آسان كند.
 هركس در اين ماه از آزار رساندن به مردم خودداري كند، حق تعالي، روز قيامت،خشم خود را از او بازدارد.

 هركس در اين ماه يتيم بي پدري را گرامي دارد، خدا او را در قيامت عزيز گرداند.

 هركس در اين ماه صله رحم كند و با خويشان بپيوندد، خدا او را در قيامت به رحمت خود واصل گرداند و هركس در   اين ماه رابطه اش را با خويشان خود قطع كند،خداوند در قيامت رحمت خود را از او دريغ نمايد.
 هركس در اين ماه نماز مستحبي بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و كسي كه نماز واجبي بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاي ديگر را به او عطا كند.

هركس در اين ماه بسيار بر من صلوات فرستد، خداوند كفه سبك اعمال او را سنگين گرداند.

وهركس كه در اين ماه يك آيه از قرآن تلاوت كند، ثواب كسي را دارد كه در ماههاي ديگر قرآن را ختم كرده باشد.

از خدا بخواهید!

 اي مردم! درهاي بهشت در اين ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهيد كه آنها را بر روي شما نبندد.

و درهاي جهنم در اين ماه بسته است، از خدا بخواهيد كه آنها را بر روي شما نگشايد.
شياطين در اين ماه در غل و زنجيرند. از خدا بخواهيد كه آنها را بر شما مسلط نگرداند.

بهترين اعمال ماه

 علي عليه السلام مي فرمايد: در اين حال از جا برخاسته و عرض كردم، اي پيامبر خدا! برترين اعمال در اين ماه چيست؟ حضرت فرمود: " اي ابا الحسن! برترين اعمال در اين ماه پرهيز از محرمات است."

<وسائل ‏الشيعة ج10: 313-314>

لينك ها

كتاب ارزشمند وسائل الشيعه را به صورت آنلاين داريم. ولي اوناي ديگه رو من پيدا نكردم.به هر حال دوتا لينك به دردخور و نسبتا مرتبط با موضوع مي گذارم.يكي اصل متن است. ديگري شرح اين خطبه است كه طولاني هم هست و علاقه مندان مراجعه كنند.

وسائل الشيعه (قسمتي از جلد دهم كه اصل اين خطبه به عربي را آنجا مي يابيد)

شرح خطبه شعبانيه (متن آنلاين كتاب خوبي به فارسي كه در قسمتهاي متعددي تقسيم شده)

 

خلاصه كلام: بهترين كار در اين ماه پرهيز از محرمات است.

 بنابراين انجام ندادن كارهاي ناشايست مهم تر است تا انجام دادن كارهاي شايسته.

 صد البته كه سعي كنيم براي هردو! ما را هم از دعاي خيرتان محروم نكنيد.

التماس دعاي ويژه!

میلاد حضرت مهدی(عج) مبارک

سلام نیمه شعبان رو به همگی تبریک می گم...این هم یک شعر به مناسبت نیمه شعبان تقدیم به همه عاشقان مهدی(عج) امیدوارم خوشتون بیاد:

دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست            آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست

 
مستي عاشق دل باخته از باده توست           بجز اين مستقيم از عمر و مگر حاصل نبست


عشق روي تو در اين باديه افکند مرا               چه توان کرد که اين باديه را ساحل نيست


بگذر از خويش اگر عاشق دلباخته ايي            که ميان تو و او جز تو کسي حائل نيست

 


          

 

میلاد حضرت قائم آل محمد(ص)  بر شما دوستان فرخنده باد

بزرگترین نعمت (بعثت) را قدر بدانیم

                             

 

با سلام

 

 عید مبعث بر همگی مبارک.دوست داشتم درباره بعثت پستی تقدیم کنم.از نظر موضوع که چیز خاصی نیست و ما شاءالله همگی به خوبی می دانید چه شد و چه رخ داد و... یک چیزی که می نویسم مختصری است که قدر بدانیم این را. چی را؟ خب همین نعمت رسالت و بعثت را. بزرگترین نعمت ها به نظر من هدایت الهی است. این را باید قدر بدانیم که ما در جایی هستیم که دسترسی به منابع اسلامی داریم. و حداقل یک چیزایی از اسلام واقعی به گوشمون خورده.(در کنار آن دروغها به اسم اسلام) داشتم می گشتم دنبال منت خدا، در قرآن.چند جایی پیدا کردم.(به نظرتان خدا هیچ وقت منت نعمتهایش را نمی گذارد؟ نظر من هم همین بود.)

 

منت خدا برانسانها

 

این چندتایی منت خداست.البته انسانها می گویند که خدا بر ما منت گذارده که چنین شده و چنان شده:

 

"پس خدا بر ما منت نهاد و ما را از عذاب گرم (مرگبار) حفظ كرد"<طور=52: 27>

 

نقل قول بندگان خداست که خدا با نجات دادن ما از عذاب دوزخ بر ما منت گذارده. واقعا همینطوره؟ به نظر من همینطوره. بالاتر از عاقبت به خیری چی هست؟چیزی نیست. ولی شاید خدا حتی بر این بالاترین چیز هم منت نگذارد؟! شاید!

 

"اگر خدا بر ما منّت ننهاده بود، ما را (هم‏) به زمين فرو برده بود؛ واى‏، گويى كه كافران رستگار نمى‏گردند" <قصص=28: 82>

 

 این یکی هم شبیه همان است. این را آن کسانی گفتند که آرزو داشتند جای قارون باشند اما بعد که دیدند چه بر سرش آمد گفتند خدا بر ما منت نهاد. خب نجات از عذاب را تا اینجا بندگان منت خدا خواندند. واقعا همینطوره؟

 

"من يوسفم و اين برادر من است‏. به راستى خدا بر ما منت نهاده است‏. بى‏گمان‏، هر كه تقوا و صبر پيشه كند، خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى‏كند"<یوسف=12: 90>

 

این یکی از زبان یکی از انبیای خداست.من نمی دانم آن جناب چه چیز را منت خداوند خوانده اند.آیا مثلا یافتن برادر و عزت یافتن به مقام دنیایی؟ چون نعمت دنیایی هم شاید منت خدا باشد. اما به نظر من که نه. آخر آیه قرینه ای می دهد. این هم می باید چیزی در حدود هدایت باشد.اگر چیز دیگری به نظر شما می رسد خواهشا، التماسا، تمنا، استدعای عاجزانه و... دارم که بفرمایید.(نظرات را گذاشته اند برای همین!)

 

"و بدين گونه ما برخى از آنان را به برخى ديگر آزموديم‏، تا بگويند:«آيا اينانند كه از ميان ما، خدا بر ايشان منّت نهاده است‏؟» آيا خدا به (حال‏) سپاسگزاران داناتر نيست‏؟"<انعام=6: 53>

 

این یکی شاید یک کم پرت تر باشد. کافران می گویند آیا خدا بر اینها منت گذارده؟ کافران در حال تمسخر بوده اند. لابد به سر و وضع مادی خود و مومنین(در آن زمان سختی در دوران اول اسلام) نگاه کرده.و مثلا گفته اند چگونه خدا بر این بیچاره ها منت گذارده که دین خودش را به آنها بدهد.

یک نتیجه گیری تا اینجا: به نظر می رسد که انسانها نجات یافتن و هدایت شدن خود را(به ویژه هنگامی که با شرایط دشواری روبرو باشند نعمت و منت خدا بر خویش می دانند.) پس هدایت می باید این نعمت ارزشمندی باشد که شایسته است خدا به وسیله آن برمومنین منت گذارد. البته اینها همه نقل قول انسانها بود ولی...

 

خدا چه را منت خود می داند؟

 

فقط یک آیه اینطوری پیدا کردم و آن هم این بود:

 

"به يقين‏، خدا بر مؤمنان منت نهاد (كه‏) پيامبرى از خودشان در ميان آنان برانگيخت‏، تا آيات خود را بر ايشان بخواند و پاكشان گرداند و كتاب و حكمت به آنان بياموزد، قطعاً پيش از آن در گمراهى آشكارى بودند"<آل عمران=3: 164>

 

این یکی خود خداوند می فرماید منت نهاده! واقعا این یکی آخرشه. البته این هم هدایت هست ولی چه نوع هدایتی. هدایت با حجت خودش و بهترین آفریدگانش.(در هیچ جای دیگر در مورد امت هیچ پیغمبری خدا نگفته منت نهادیم که فلان پیغمبر را فرستادیم. فقط در مورد حضرت محمد(ص) چنین فرموده .) انگار یک کمی متناقض شد با اون قبلی ها. نمی دانم ولی به نظرم نه. چون آنها در خصوص عده ای خاص بود(افرادی که آرزوی شکوه قارون را داشتند و یا حضرت یوسف(ع) و برادرشان یا آنهایی که گفتند خدا ما را هدایت کرد.) بعد از آن هم نقل سخن مردم بود و نه خدا. اما جمع پذیرند. چون نجات و هدایت به وسیله حجتهای خداست. آنهایی که نزد قارون بودند جز به برکت حضرت موسی(ع) قارونی نشدند؟ یک آیه قشنگ در قرآن هست که رهایی از عذاب را در دو راه نشان داده:

 

"و(لى‏) تا تو در ميان آنان هستى‏، خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند، و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند، خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود. "<انفال=8: 33>

 

در دو صورت خدا اینها را عذاب نمی کند. یکی وجود معصوم می باشد و دیگری استغفار کردن خودشان. خیلی از وقتها خود این حجتهای بزرگ خدا استغفار برای مردم می کنند!! ببینید:

 

"با آنان بيعت كن و از خدا براى آنان آمرزش بخواه‏، زيرا خداوند آمرزنده مهربان است. "<ممتحنه=60: 12>

(امر خداوند به پیامبر(ص) برای آمرزش خواستن برای زنان)

 

"كسانى كه از تو كسب اجازه مى‏كنند؛ آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند. پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند، به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است‏. "<نور=24: 62>(استغفار پیامبر(ص) برای مومنین)

 

"گفت‏: «درود بر تو باد، به زودى از پروردگارم براى تو آمرزش مى‏خواهم‏، زيرا او همواره نسبت به من پر مهر بوده است‏»"<مریم=19: 47>(استغفار حضرت ابراهیم(ع) برای آزر)

 

"گفتند:«اى پدر، براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم» گفت‏:«به زودى از پروردگارم براى شما آمرزش مى‏خواهم‏، كه او همانا آمرزنده مهربان است‏.»"<یوسف=12: 97-98>(استغفار حضرت یعقوب برای فرزندانش) و موارد بسیار دیگری می توان یافت

 

پس استغفار و وجود معصوم مانع عذاب است. چنانچه دیدیم همان استغفار را هم خیلی از مواقع همان بزرگواران انجام می دهند. عملا یعنی همه اش!! پس بله حجت های خدایند که به وسیله آن ها هدایت و نجات از عذاب دنیا و عقبی می یابیم. و این تنها نعمتی بود که خدا فرمود من این را بر مومنان منت نهادم. پس قدرش را بدانیم. مگر امروز رسول خدا(ص) در میان ماست. آنطور که در 14 قرن قبل نه. اما ما باید شاکر باشیم جایی هستیم دسترسی مان به منابع دست اول اسلامی مقدور است. در غرب مثلا الآن رسانه ها دست یک مشت از خدا بی خبر صهیونیست است. ومخاطبینشان از پشت این عینکی که برایشان می زنند اگر چیزی باشد درک می کنند.خاصه در خصوص اسلام که چه قدر محبت دارند به ما!!

همین تاریخ هایی که می نویسیم درباره پیابمر اسلام(ص) اکثرا خوب است.(هر چند بعضی اش واقعا مزخرفه و شاید خالی از عرض هم نباشه! ولی در مجموع میگم) و جای جای زندگی آن حضرت اسوه است برای ما ببینید:

 

"قطعاً براى شما در (اقتدا به‏) رسول خدا سرمشقى نيكوست‏: براى آن كس كه به خدا و روز بازپسين اميد دارد و خدا را فراوان ياد مى‏كند"<احزاب=33: 21>

 

خلاصه کلام:  

 

بعثت رسول خدا را نه فقط یک عید بلکه یک نعمت بزرگ که خدا به وسیله آن ما را هدایت نمود بدانیم که قطعا رمز بزرگش اینه که در این خصوص بدانیم.

 

اگر ما به عنوان مسلمان دنبال آشنا شدن با آن حضرت نباشیم پس که باید باشد؟

  

مگر جز به برکت حجت های خدا هدایت و نجات می یابیم؟ در صدر همگی حضرت خاتم(ص) می باشد و ایشان تنها پیامبری هستند که منابع تاریخی قابل اتکا در موردشان وجود دارد. پس غفلت نکنیم!

 

شبهه مسجد الاقصی

سلام بر همگی دوستان

در این پست هدف بررسی و پاسخ دادن به یک شبهه تاریخی است. ابتدا بد نمی دانم که با محل مسجدالاقصی شروع کنیم:

مسجد الاقصی دقیق تر کجاست؟

ما اکثرا مسجد الاقصی را همانی می دانیم که گنبد طلایی دارد در بیت المقدس.و چه قدر هم تلویزیون (اگر روز قدسی باشد نمی دانم اسرائیل تهاجمی کند یا خبری بشود...) این را به گوش ما می خواند(البته با پخش عکس قبة الخضراء و خواندن سرود درباره قدس!). حال آنکه این قبة الخضراء یا قبة الصخره ( اسم دیگرش است ) می باشد. این عکس گویا ترین شیوه بیان این است.

مسجد الاقصی و قبة الخضراء                    

خب آنی که تصور غالب است این است که گنبد طلایی را مسجد الاقصی می دانیم ولی این قبة الحضراء است.

برویم سراغ شبهه. فبل از این سخن آیت الله جوادی آملی خالی از تامل نیست که می گویند: شبهه مثل علف هرز است. علم مثل درخت است. به نظر من مقصود ریشه هایشان و عمقشان است یا علف هرز که هر جایی در می آید و به پر و پای مردم می پیچد ولی درخت یک جاست ولی نفعش به همه می رسد خب بگذریم.شبهه از طرف حاج آقا گاومیش (حاج امام علی درویش که یکی از اسلام ستیزان حبیث است) طرح شده. گرچه فکر نمی کنم دستپخت خودش باشد، اما خب بگذریم... بالاخره حرف شبهه بندازها این است:

شبهه و جواب آن

قرینه ای در دست است که نشان می دهد دست کم آیه ای در قرآن مدتها بعد از پیامبر(ص) وارد آن شده. چون از محلی سخن گفته که زمان پیامبر(ص) وجود نداشته. آن محل مسجد الاقصی است که می دانیم ساخت آن زمان مدتها بعد از پیغمبر(ص) می باشد. چون در زمان عمر بود که مسلمانان اورشلیم را متصرف شدند و به دستور او این مسجد ساخته شد و بعدا قبة الخضراء در زمان مالک ابن مروان خلیفه اموی حدود سال 70 هجری به اتمام رسید. چگونه پیامبر(ص) مسجدی را که وجود نداشته دیده و در آن نماز گزارده است؟

قسمت دوم شبهه این است که در روایتی که به نظر صحیح می آید ابوذر از پیامبر(ص) در خصوص تاریخ بنای این دو مسجد(مسجد الحرام و مسجد الاقصی) سوال می پرسسد وجواب می شنود که فاصله بین این دوچهل سال بوده حال آنکه فاصله بین سلیمان(که معبد هیکل نام یهودی که بعدا شد مسجد الاقصی را ساخت) و ابراهیم (که کعبه را بنا کرد) نزدیک به هزار سال است.

پاسخی که به اولین شبهه می دهیم این است که لفظ مسجد در قرآن فقطی به ساختمان عبادت مسلمانان آنطوری که رایج شده نیست بلکه بعضا به معبدهای غیر مسلمانان نیز گفته شده است. . دو آیه هم برامون بسه:

 " وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا فَإِذَا جَاء وَعْدُ أُولاهُمَا بَعَثْنَا عَلَيْكُمْ عِبَادًا لَّنَا أُوْلِي بَأْسٍ شَدِيدٍ فَجَاسُواْ خِلاَلَ الدِّيَارِ وَكَانَ وَعْدًا مَّفْعُولاً ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا إِنْ أَحْسَنتُمْ أَحْسَنتُمْ لِأَنفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاء وَعْدُ الآخِرَةِ لِيَسُوؤُواْ وُجُوهَكُمْ وَلِيَدْخُلُواْ الْمَسْجِدَ كَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَلِيُتَبِّرُواْ مَا عَلَوْاْ تَتْبِيرًا "<اسرا=17: 4-7>

در كتاب آسمانى‏(شان‏) به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه‏:«قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد، و قطعاً به سركشىِ بسيار بزرگى برخواهيد خاست‏» پس آنگاه كه وعده (تحقّق‏) نخستين آن دو فرا رسد، بندگانى از خود را كه سخت نيرومندند بر شما مى‏گماريم‏، تا ميان خانه‏ها(يتان براى قتل و غارت شما) به جستجو درآيند، و اين تهديد تحقّق‏يافتنى است‏ پس (از چندى‏) دوباره شما را بر آنان چيره مى‏كنيم و شما را با اموال و پسران يارى مى‏دهيم و (تعداد) نفرات شما را بيشتر مى‏گردانيم‏ اگر نيكى كنيد، به خود نيكى كرده‏ايد، و اگر بدى كنيد، به خود (بد نموده‏ايد). و چون تهديد آخر فرا رسد (بيايند) تا شما را اندوهگين كنند و در معبد(تان‏) چنانكه بار اول داخل شدند (به زور) درآيند و بر هر چه دست يافتند يكسره (آن را) نابود كنند "

. آیه دیگری هم هست که د مربوط به زمان اصحاب کهف است:

إِذْ يَتَنَازَعُونَ بَيْنَهُمْ أَمْرَهُمْ فَقَالُوا ابْنُوا عَلَيْهِم بُنْيَانًا رَّبُّهُمْ أَعْلَمُ بِهِمْ قَالَ الَّذِينَ غَلَبُوا عَلَى أَمْرِهِمْ لَنَتَّخِذَنَّ عَلَيْهِم مَّسْجِدًا " <کهف=18: 21>

 هنگامى كه ميان خود در كارشان با يكديگر نزاع مى‏كردند، پس (عده‏اى‏) گفتند: «بر روى آنها ساختمانى بنا كنيد، پروردگارشان به (حال‏) آنان داناتر است‏.» (سرانجام‏) كسانى كه بر كارشان غلبه يافتند گفتند: «حتماً بر ايشان معبدى بنا خواهيم كرد.»"


بازهم دقت کنید به ترجمه خوب استاد فولادوند و کلمه معبد... و همینطور به متن عربی که مسجد است...
آن معبد بزرگ در بیت المقدس که واضح است از شعائر الهی است و به اراده الهی ساخته شده.به دست سلیمان نبی(ع) ساخته و این یکی هم اراده الهی بوده است که جریان خارق العاده اصحاب کهف را به وجود آورد و باعث شد تا گروهی از مومنان به مقام و اهمیت این واقعه پی ببرند و این معبد را بسازند که از آن با عنوان مسجد یاد شده استچنانکه دیدیم در قرآن در مواردی به معبد ها مسجد گفته شده است و این امر هیچ جای اشکالی وارد نمی آورد.

اصل معنی مسجد به " سجدگاه " است. و آیه اول سوره اسراء هم بیان می کند که این محل برکت داده شده است. (چون سجده گاهی است به امر خدا) بنا بر این اینجا محلی است برکت داده شده که سجدگاه است چه بنایی در آن باشد و یا نباشد. اما آنکه می گویند هیچ بنایی نبوده در آنجا جک است. قسمتهایی از آن محل تخریب نشد. بعد از آن برخی فسمتها بازسازی شد در زمانهای بعدی.(مثلا زمان امپراطور ژوستینیان اول در دهه 530 میلادی)بنابر این شبهه هیچ بنای درستی ندارد.

و پاسخ قسمت دوم شبهه نیز این است که در این حدیث هیچ اشاره ای به نام حضرت سلیمان(ع) و حضرت ابراهیم(ع) نشده است و حقیقت هم این است که این دونفر درواقع بنا کنندگان اصلی نبوده وفقط تجدید بنا کنندگان بوده اند.تعبیر قرآن در خصوص حضرت ابراهیم بالا بردن پایه های خانه است نه ساختن از هیچ! از طرف دیگر در خطبه قاصعه(192) نهج البلاغه به این تصریح شده است که کعبه از زمان حضرت آدم(ع) بوده است.(به تبع آن مسجد الاقصی بعد از چهل سال ساخته شدن هیچ مشکلی پیش نخواهد آورد) لذا شبهه بیش از یک کلاه گذاشتن ندارد.البته اکثر شبهات همینطور هستند!

 

حیف است با منطق بی خدایان آشنا نشویم!!

 

یک سری حرفهای ایشان اصلا کولاک است نمی شود ازش گذشت: البته من اینها را با کمی ویرایش می آورم چون متن اصلی ، شاید مفهوم را پرت کند.(ما فقط مسجد الاقصی را موضوع بحث قرار دادیم در اصل مطالب به شبهات فرعی زیادی اشاره شده که البته برای عزیزانی که مایل باشند(صد البته به همراه جواب در اصل متن من) آورده شده تا بخوانند)

"در اینجا قصد نداریم از پوچی اینچنین سفری صحبت کنیم. "   مقصودشان سفر معراج است.
حاج آقا گاومیش! جنابعالی کی هستی که در این مسائل نظری بدی!از خود بی خدات پوچتر وجود ندارد!
"
سفر به نزدیک ترین منظومه اگر با سرعت نور که سریع ترین سرعت در دنیاست انجام پذیرد درحدود 8 سال طول خواهد کشید. و اگر بخواهیم به دور دنیا با سرعت نور بگردیم 3 میلیارد سال طول خواهد کشید.یک چنین مسافرتی آن هم بر پشت یک اسب بالدار فقط خیال پردازی و افسانه است."


قصد نداشتی که صحبت کنی باز هم دروغ؟ حلا وقتی مطلبت دروغ است چرا دروغ اندر دروغش می کنی؟!اینها اثر چیست به نظر شما؟درست است اثر بی خدایی است.این بد بخت خدایی بالای سرش نمی بیند. به حسب اعتقاد ما خداباوران امور فراجهانی نیز وجود دارند و با اراده الهی به غیر از اسباب این جهانی رخ می دهند. همین ایرادات را می توان بر مار شدن چوب خشک و شکافته شدن دریا از هم و زنده شدن مردگان(و به طور کلی سایر معجزات) وارد آورد.برای یک خداباور رخ دادن یک امور خارق العاده هیچ استبعادی ندارد.خدایی که خالق جهان است هم او سرعت نور را این چنین گذارده دستش را که قوانین خودش بند نمی دهد! پس واضح است که یک خداباور به حرفهای این چنینی فقط خواهد خندید.

" اگر محمد سوار بر یک اسب بالدار توانسته است در شبی از مدینه به هفت آسمان و سپس جایگاه خدا سفر کند و در همان شب بازگردد بنابر این جایگاه خدا باید جایی نزدیک مدینه باشد. "

حتی نزدیکتر از مدینه است!

" وَهُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ "<حدید=57: 4>

" و هر كجا باشيد او با شماست‏، "

  نه این که پیامبر در مدینه باشد و خدا نزدیک مدینه!
نکته بسیار اساسی فرا مهم شبهه بیانداز نفهم: معراج پیامبر(ص) قبل از هجرت و در مکه رخ داده است به همان آیه معراج نگاه کنید:

"سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ"<اسرا=17: 1>

"منزّه است آن (خدايى‏) كه بنده‏اش را شبانگاهى از مسجد الحرام به سوى مسجد الاقصى -كه پيرامون آن را بركت داده‏ايم‏- سير داد، تا از نشانه‏هاى خود به او بنمايانيم‏، كه او همان شنواى بيناست"

از مسجدالحرام!این در مکه است! معراج از مکه شروع شد نه از مدینه ای شبهه بیانداز محترم! پس حاج آقا گاومیش (گیرم که شبهه دستپخت ایشان باشد)  باید می گفت خدا نزدیک مکه بوده است. حاجی فرق مکه با مدینه را نمی داند!!!!
خوشحالیم که محققانی که می خواهند ایران را نجات دهند این قدر باسواد و با کمالات هستند!!

برای مطالعه بیشتر:

 http://www.islamic-awareness.org/Quran/Contrad/External/aqsa.html

 

خلاصه کلام:

 

 

چند نکته در این پست از نظر من حائز توجه بود:

 

اول مسجد القصی آن گنبد طلایی نیست

 

بلکه مسجد دیگری است در نزدیکی آن

 

دوم در قرآن به برخی معابد غیر اسلامی مسجد اطلاق شده

 

سوم چه قدر با حالند این دشمنان ما و چه قدر کله شون کار می کنه!

بهار و شروع کار

با سلام خدمت همه دوستان

 

فرا رسیدن سال نو و عید نوروز و ایام هفته وحدت  و میلاد مسعود خاتم الانبیاء  و حضرت امام صادق را به مجددا به همگی تبریک عرض می کنم و آرزوی سالی سرشار از موفقیت و سلامتی برای همگی دارم... به نظرم این تصادف خوش یمن كه در آغاز امسال بود خیلی پر بركت باید باشه... كم كم به آخر تعطيلات نوروزی داريم نزديك می شيم و به شروع فعاليت ها در سال جديد حيفه كه ما هم نو نشيم!

 

می دونید چیه دوستان سال نو و بهار یک بهونه خیلی خوبیه برای قول دادن ها و یک سری تغییرعادات. من یک وقتایی واقعا از این که خودم رو مسلمون بدونم شرمنده ام. فقط اسمم مسلمونه و وقتی مقایسه می كنم خودم رو با بزرگان(نه الزاما با معصومین(ع) با بقیه مومنان و آدمهای بزرگ هم) می بینم كه اصلا یك در میلیون برخی كارهایی كه اونا انجام می دادند هم اصلا من بهش فكر هم نمی كنم!!   یک کارهایی به ذهنم رسید که در سال جدید انجام بدهم بلکه ارتباط با خدا رو تقویت کنم  سال نو یک کارهایی بکنم بد نیست شما هم با من شریک می شوید؟؟ بیایید که...

 

 یک کارایی شروع بکنیم!

 

*- هر روز برنامه ای برای خواندن قرآن داشته باشیم با معنی البته! حجمش اصلا مهم نیست. یک جزء یا یک حزب یا حتی نیم صفحه؛ مهم ارتباط مستمرش است بهترین زمانها شب قبل از خواب است و روز صبح اول وقت مثلا بعد از نماز صبح و قبل از صبحانه! این مواقع آدمی در گیر کار روزمره نیست و برای قرائت قرآن وقت مناسبیه.

 

*- با حدیث بیگانه نباشیم اول از همه کتاب پربار نهج البلاغه!! نهج البلاغه رو خوب نیست از اول باز کنیم تا آخر بخونیم چون خطبه هایی با معانی بسیار سنگین در آغاز آمده ممکن است باعث دلزدگی بشه. بهتر اینه که از کلمات قصار شیرین حضرت استفاده کنیم بعد از یک مدت که با لحن نهج البلاغه مانوس شدیم آن وقت از اول برویم جلو. حتی اگر کسی کاملا با مفاهیم خطبه های پرمعنی اول هم آشنا باشد اینطوری بهره بیشتری می بره كه اول از حكمت ها و كلمات قصار حركت كنه

 

*- سعی کنیم زیاد سجده کنیم برای شکر و زیاد دست به دعا برداریم مگر در قرآن از طرف شیطان این طور نقل نشده که:

 

"آنگاه از پیش رویشان و از پشت سرشان و از طرف راستشان و از طرف چپشان سراغ آنها مى روم‏، و بیشترشان را شكرگزار نخواهى یافت"<اعراف=7: 17>

 

از راست، چپ، جلو، عقب شیطان سراغمان می آد. ناامید نشید!! راه بالا و پایین بازه ! هر وقت سر به سجده بگذاریم یا دست به دعا بلند کنیم از شر شیطان می تونیم در امان بمونیم و خدا هم هوامون رو داره

 

*-حتی الامکان دائم الوضو یا اکثر الوضو باشیم! خیلی تاثیر داره! يك آرامش هم به آدم می ده خستگی رو می بره.

 

*- ورزش! عقل سالم در بدن سالم است!

 

*- حتی الامکان برنامه های روزای آتی رو یادداشت کنیم و از آنچه رخ داده خلاصه ای بنویسیم. این خاطرات بعدها برامون خیلی جالب و شیرین خواهد بود ضمن این که به نظم در کارهای روزمره هم خیلی کمک می کنه! بهتره یك سری جدول هایی برای روزها و هفته های آتی داشته باشیم تا با فراغ خاطر از زمانهای قبلی برنامه بریزیم و مشكلی پیش نیاد.نظم خیلی مهمه؛

 

"سفارش می کنم شما را به تقوای الهی و نظم در کارهایتان"<نهج البلاغه: خطبه 47>

 

*- و آخر كار حسابرسی! از خودمون حساب بگیریم. كارای روزمره رو كه بنویسیم یك بررسی از نظر اخلاقی هم بكنیم.(در كنار دیگر بررسی ها) كه امروز فلان كار رو كردم كاش نمی كردم. یا با فلانی اینطور برخورد كردم باید اونوطری برخورد می كردم. اینجوری آدم می تونه روند پیشرفت اخلاقیش رو به تصویر بیاره. و این خیلی خیلی تاثیر داره و جلوگیری می كنه از فراموش كردن رشد اخلاقی. و چه قدر هم تاكید و سفارش شده در متون دینی بهش.

 

 آخرین نکته مهم

 

من یكی كه دیگه چیزی فعلا به ذهنم نمی آد اگه شما هرچی می دونید بگید خیلی خوبه.

با یک حدیث از پیامبر(ص) و یک عکس به پایان می برم مطلب رو که دربهار اون دنیامون رو از یاد نبریم:

یاد قیامت خیلی مهمه که نزدیک بود غافل بشم ازش! خدا نکنه! رسول گرامی اسلام(ص) می فرمایند: 

 

"هر زمان که دیدید بهار را ، زیاد کنید یاد قیامت را"

 

هر وقت دیدید بهار را زیاد کنید یاد قیامت را

 

 

 

خلاصه کلام: سال نو بهترین فرصت برای

 

 

ایجاد عادات و برنامه های خوبه

 

 

این فرصت طلایی رو نباید از دست بدیم

میلاد پیامبر(ص) و سال نو

ميلاد مسعود پيامبر اسلام و هفته وحدت گرامي باد

 


 

ساقيا آمدن عيد مبارك بادت

 

 
فرا رسيدن سال نو و تقارن آن با
 
 
ماه مبارك ميلاد پيامبر بر شما فرخنده باد