|
|
|
|
|
دل که آشفته روي تو نباشد دل نيست آنکه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
میلاد حضرت قائم آل محمد(ص) بر شما دوستان فرخنده باد
اهدنا الصراط المستقیم به وبلاگ نا چیز ما خوش آمدید در زیر آخرین مطلب پست شده را به طور کامل مشاهده می فرمائید. در ادامه خلاصه ای از پست های اخیر و بیان اجمالی تمامی مطالب موجود در این وبلاگ آمده است. لطفا با نظرات خود ما را در جهت هرچه بهتر شدن این وبلاگ یاری فرمائید.
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:25 توسط سید حسن ذوالانوار
|
||
|
|
|
|
|
مقدمه با سلام اين روز بزرگ ميلاد پر خير و بركت حضرت قائم آل محمد(ص) را به همگي شما تبريك عرض مي كنم. اين موضوع مدتي هست ذهن منو درگير كرده بود. البته ساده تر از اون چيزي بود كه فكرش را مي كردم. مي خواهيم ببينيم آيا قرآن تمام مندرجات كتاب مقدس را تاييد مي كند يا خير. البته فعلا فقط توضيح مي خواهم. يعني يك سوالي مي پرسم كه ديگه هركي خوند بگيره خودش و تا آخرش بره! تاييد كردن تمام كتاب مقدس ملزوماتي دارد *- مي دانيم كه خداوند جز حقيقت نمي فرمايد.صد البته! بر منكرش لعنت! اگر كتابي را كلام خدا و آسماني بدانيم قطعا تمام آن را حقيقت مي دانيم. اين واضح ترين بديهيات است. يعني چي؟ يعني اينكه تورات و انجيل اصيل را هر كتابي بدانيم آن هم سراسر حق است. *- قسمت دوم خيلي واضح است قرآن خود را نزول يافته از پروردگار جهانيان مي داند. و به صراحت خود را حقيقت مي داند. مي توانیم فقط به اين آيات اشاره كنيم تا بي خودي نگذشته باشيم از مطلب (و الا اين آيات در قرآن بسيار فراوانند): " نازل شده از جانب كسي كه زمين و آسمانهاي بلند را آفريده است"<طه=20: 4> "و راستى كه اين (قرآن) نازل شده ي پروردگار جهانيان است" <شعراء=26: 192> " نازل شدن اين كتاب -كه هيچ شك در آن نيست- از طرف پروردگار جهانيان است"<سجده=32: 2> همين فكر كنم. بسه. اين بديهيه. كاملا واضحه.ولي چون خيلي مهمه روش تاكيد مي كنم. باهاش كار داريم.قرآن خود را نازل شده خدا و حق كه هيچ شك در آن نيست معرفي مي نمايد. *- نتيجه اين دو قسمت اين مي شود كه از ديد قرآن (كه خود را حق بدون هيچ شك مي داند) انجيل و تورات اصلي كاملا با آن همخوان است. چون اگر نباشد (يعني بين قرآن و كتب آسماني ديگر تباين وجود داشته باشد) مي بايد يكي را غيرآسماني دانست. چون خداوند غير از حق نمي فرمايد و البته غير ممكن است كه دو مطلب متناقض هر دو صحيح باشند. اندر احوالات مغايرات قرآن با كتاب مقدس اينا كه نوشتم چيز خاصي نيست. فقط ممكنه براي بعضيا يك كم غير منتظره باشه. نه اينكه تا حالا نديده باشند.يعني انتظارش را اينجا نداشته باشن. فقط به برخي تباينات و مغايرات قرآن و كتاب مقدس مي پردازيم. 1- قرآن ساختن گوساله طلايي بني اسرائيل در غيبت حضرت موسي(ع) را به دست سامري مي داند "(خداوند) فرمود:«در حقيقت، ما قوم تو را پس از (عزيمت) تو آزموديم و سامرى آنها را گمراه ساخت»"<طه=20: 85> و حضرت هارون(ع) را از اين اتهام مبرا مي داند: "و در حقيقت، هارون قبلا به آنان گفته بود:«اى قوم من، شما به وسيله اين (گوساله( مورد آزمايش قرار گرفتهايد، و پروردگار شما (خداوند) رحمان است، پس مرا پيروى كنيد و فرمان مرا پذيرا باشيد»"<طه=20: 90> نيز آن حضرت در پافشاريي نسبت به آن بدان حد از فشار از جانب گوساله پرستان رسیده بودند كه چيزي نمانده بود كه به قتل آن حضرت منجر شود: "(هارون) گفت:«اى فرزند مادرم، اين قوم، مرا ناتوان يافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند؛ پس مرا دشمنشاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده»"<اعراف=7: 150> اما در كتاب مقدس اين كار به خود حضرت هارون(ع) نسبت داده شده! ببينيم: "و چون قوم ديدند كه موسي در فرود آمدن از كوه تأخير نمود، قوم نزد هارون جمع شده، وي را گفتند: «برخيز و براي ما خدايان بساز كه پيش روي ما بخرامند، زيرا اين مرد، موسي، كه ما را از زمين مصر بيرون آورد، نميدانيم او را چه شده است.» هارون بديشان گفت: «گوشوارههاي طلا را كه در گوش زنان و پسران و دختران ماست، بيرون كرده، نزد من بياوريد.» پس تمامي قومْ گوشوارههاي زرين را كه در گوشهاي ايشان بود بيرون كرده، نزد هارون آوردند. و آنها را از دست ايشان گرفته، آن را با قلم نقش كرد، و از آن گوساله ريخته شده ساخت، و ايشان گفتند: «اي اسرائيل اين خدايان تو ميباشند، كه تو را از زمين مصر بيرون آوردند.» و چون هارون اين را بديد، مذبحي پيش آن بنا كرد و هارون ندا درداده، گفت: «فردا عيد يهوه ميباشد.» و بامدادان برخاسته، قربانيهاي سوختني گذرانيدند، و هداياي سلامتي آوردند، و قوم براي خوردن و نوشيدن نشستند، و بجهت لعب برپا شدند. و خداوند به موسي گفت: «روانه شده، بزير برو، زيرا كه اين قوم تو كه از زمين مصر بيرون آوردهاي، فاسد شدهاند"<خروج32: 1-7> نيز در كتاب مقدس گناهان بسيار زشتي به پيامبران(ع) نسبت داده شده است كه قرآن ذات آن پيامبران(ع) را از لوث آن آلودگي ها پاك مي داند. اين يك اشاره از بسيار موارد بود. 2- قرآن به شدت مصلوب شدن حضرت عيسي(ع) را رد مي كند و كساني را كه اين حرف را نقل كرده اند كساني مي داند كه هيچ علمي به آن ندارند. ببينيم: "و گفته ايشان كه:«ما مسيح، عيسى بن مريم، پيامبر خدا را كشتيم»، و حال آنكه آنان او را نكشتند و مصلوبش نكردند، ليكن امر بر آنان مشتبه شد؛ و كسانى كه در باره او اختلاف كردند، قطعاً در مورد آن دچار شك شدهاند و هيچ علمى بدان ندارند، جز آنكه از گمان پيروى مىكنند، و يقيناً او را نكشتند"<نساء=4: 157> اما در كتاب مقدس در انتهاي هر چهار انجيل داستان مصلوب شدن حضرت عيسي(ع) را آورده اند. كه طبق بيان قرآن پيروي از گمان است.اساسا مصلوب شدن حضرت عيسي(ع) شالوده عقايد مسيحي است. بحث وراي اين حرفهاست كه بگوييم آيا قرآن صد دردصد كتاب مقدس را تاييد كرده يا نود درصد؟ اين اصلا يعني-با عرض پورزش از مسيحيان عزيز- مصلوب شدن حضرت عيسي(ع) كشكه! پس يعني قسمت مهمي از كتاب مقدس كشكه!من به همين قدر اكتفا مي كنم. چون بسه. و حالا اصل مطلب! اغلب براي اينكه بگويند قرآن تمام كتاب مقدس را تاييد مي كند سراغ آيات عجيب و غريبي مي روند.(البته آن آيات واضح است ولي در اين محل عجيب و غريب است). كه مفهوم آن تاييد كردن مكتوبات مسيحيان و يا يهوديان است. ولي اين واضحه. آن آيات به تصديق كتابهاي اهل كتاب هم كه باشد با توجه به آيات فوق تخصيص زده مي شود كه منظور نه يعني اينكه كه هر چه در آن است!و نيز براي آيات تحريف تفسيرهايي مي آورند كه آنها يعني تحريف معنوي. حتي اگر چنين باشد اين امر نمي تواند اثبات كننده عدم تحريف باشد.(چون در اين صورت ثابت كرده ايم كه قرآن سخن از تحريف معنوي آورده. ولي ممكن است تحريف لفظي هم باشد كه قرآن آن را صادق بداند ولي مستقيم اشاره نكرده باشد. آخر چه نياز به اينكه هرچيزي را قرآن صريحا آورده باشد؟) آيا اينها كه اشاره كرديم تحريف معنوي است؟ خير! البته كه نه. زيرا تحريف معنوي در آياتي از قرآن مي بود كه آنها بشارات حضرت خاتم الانبياء(ص) را به نحوي تفسير مي كردند كه از معناي اصلي خارج شود. و اينكه ما نسخي داريم كه به قبل از ظهور اسلام مي رسد و در آنها نيز سخن از همين مصلوب شدن حضرت عيسي(ع) آمده است. بلكه اينها مطالبي است كه به شكل روايتي از گذشته در كتاب مقدس منعكس شده است.(و صد البته ديديم كه قرآن آن را رد مي فرمايد) پس قرآن در اينجا اصل اين مطلب را غلط مي داند و من يك سوالي از هر خواننده محترم اين مطلب دارم: اي دوست عزيز!به نظر شما قرآن - كه خود را حقيقيت، نازل شده از جانب پروردگار جهانيان، بدون هيچ شك و... مي داند - در مغايرتهاي خود با كتاب مقدس، قرآن خود را تخطئه مي كند يا كتابهاي اهل كتاب را؟
خلاصه کلام:
در قرآن مطالبي است كه به وضوح خلاف كتاب مقدس مي باشد
و قرآن آشكارا خود را كتاب حق و نازل شده خدا
و كتابي كه هيچ شك در آن نيست مي داند.
و در اين مغايرات قرآن آنچه را خود بيان فرموده حق مي داند
و نه آنچه را كه در كتاب مقدس آمده.
از طرفي بر همه كس واضح است كه خداوند
در هر كتاب آسماني حق را مي گويد و لاغير.
واضح است كه با اين حساب نمي توان گفت لابد
كتاب آسماني اصيل از ديد قرآن همين كتاب مقدس است.
پس چرا قرآن در برخي موارد مندرجات آنها را ابطال كرده؟
حالا بعضي ها بگويند قرآن همه جا تصديق اين كتب را كرده و
كجاي قرآن آمده كتب ديگر تحريف لفظي شده اند؟ بگذار بگويند!
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 10:19 توسط سید حسن ذوالانوار
|
|
||
|
|
|
|
|
باغ عدن(1) اين پست به بررسي يكي از عقايد مسيحيان مي پردازد. البته نه بحث خاصی. فقط یک عقیده از مسیحیان. آن هم عقیده در مورد ابتدای انسان ببینیم چه عقیده ای دارند. نه آنقدر ابتدا که انسان هنوز خلق نشده باشد. در آنجایی که انسان در باغ عدن ساکن هست. مسیحیان این را یک جای کامل واقعی می دانند و موقعیت آدم را در آن یک موقعیت بی نظیر و استثنایی. اما وقتی کمی دقیق تر به این موضوع نگاه(یا بهتر بگم) فکر کنیم می بینیم که آنقدر ها هم موقعیت استثنایی نبوده! بررسي علل سقوط انسان و نگاهي دقيق تر به عقيده مسيحيان در اين پست آمده. و نيز اينكه جاي كمال آنجا که نبوده. بحث به نظر من نويي هست. كمتر شايد نوشته باشند در اين خصوص. باقي مطلب را در لينك زير پيگيري بفرماييد...
مطلب را کامل بخوانید و نظر هم فراموش نشود!
به مناسبت بعثت بزرگترین نعمت خدا را قدر بدانیم دوست داشتم درباره بعثت پستی بنویسم. اما همه که جریان تارخی آن را به خوبی می دانند. و تکرار مکررات است و موجب ملالت خودم و خستگی خواننده میشد. در عوض در این پست به این نکته پرداخته ام که بزرگترین نعمت خدا کدام است؟ و سری زدیم به آیات قرآن و بررسی کردیم که کجا خداوند فرموده من این را منت بر شما گذارده ام.حالا اصلا ممکنه خداوند نعمتی را منت بگذاره؟ اگه بله کدومه و اگه نه چرا؟ البته به بعثت هم ربط داره.البته عنوان هم تا حدی لو می ده مفهوم پست را! لطف بفرمایید و...
مطلب را کامل بخوانید و نظر هم فراموش نشود! پاسخ به رد برهان نظم من در این پست به پاسخ یکی از دعاوی بی خدایان پرداخته ام. ادعایشان این است که هر برهان خداشناسی را ردی می کنند. البته واقعا به طریق زشت و غیر منطقی. می توانید با سفسطه هاشون حال کنید. من در اینجا جوابی بر رد برهان نظم نوشتم. و همه مفاهیم احتمال و نظم و...را در هم و برهم کرده اند. بخوانید و بخندید و نظر هم بدهید! لطفا بفرمایید:
مطلب را کامل بخوانید و نظر هم فراموش نشود! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 12:23 توسط سید حسن ذوالانوار
|
||
|
|
|
|
|
تمام مطالب نوشته شده وبلاگ (برحسب موضوع) برای مشاهده پست روی نام آن یا برای مشاهده تمام موضوعات مرتبط با یک مطلب روی عنوان کلیک کنید و نظر هم یادتون نره! اثبات وحدانیت خدا(با چند دلیل عقلی) برخی اعترافات تلخ از مسیحیان درباره کتاب مقدس برخی دلایل غیر الهی بودن قسمت هایی از کتاب مقدس تصورات و مفاهیم کفر آمیز از خدا در برخی از آموزه های کتاب مقدس علم و کتاب مقدس(1)؛ بر اساس کتاب مقدس زمین واقعاً مسطح است! معجزات پیامبر اسلام حضرت محمد(ص) شق القمر معجزه قطعی پیامبر(ص) (نگاهی برآن و جوابی به شبهات مطرح شده) معراج معجزه قطعی پیامبر(ص) (نگاهی بر برخی از احادیث جعلی بر نفی آن و بحث در نحوه معراج) معجزاتی از پیامبر در برخی از احادیث قرآن کریم
قرآن و تصدیق تمام کتاب مقدس؟؟!!(۱) ردیه بر مقاله تماس خدا و عظمت واقعی او پاسخ به رد برهانهای اثبات وجود خدا نگاهی به برخی پاسخ های داده شده توسط مسیحیان نحوه پاسخ گویی به تناقضات مطرح شده از سوی مسیحیان خدا جسم نمی گیرد چرا؟(با نگاهی بر برخی دلایل متداول مسیحیان) متفرقه |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم مرداد 1387ساعت 11:56 توسط سید حسن ذوالانوار
|
||