تبليغاتX
اهدنا الصراط المستقیم
در این وبلاگ سعی خواهد شد تا حقیقت اسلام را آن طور که هست معرفی نماییم
 مقدمه

با سلام خدمت همگی دوستان و بازدید کنندگان محترم این پست یکی از نخستین پست های این وبلاگ است اما خب در جریان بازنویسی صفحات تغییرات زیادی در آن داده ام. دراین پست من بیان برهان نظم را خواستم که قدری دقیق تر ولی در عین حال به زبون خودمونی و ساده بگم. این برهان یکی از ساده ترین و رایج ترین برهان های خداشناسی است اما به نظر من ارزشش را داره که قدری دقیق تر بهش نگاه کنیم یک مقداری تعمق کنیم و یه خرده روش فکر کنیم. در قرآن زیاد ما به تفکر در نظم آفرینش دعوت می شیم. چرا نظم در آفرینش ما را به آفریدگار می رسونه؟ اصلا حرف حساب این برهان چیه؟ کدوم نظم؟ این ها مطالبی است که من سعی کرده ام توضیح بدهم. البته چند نمونه از نظم های شگفت هم که ما را خود به خود تو فکر می بره آورده ام...اگر محبت کردید و متن رو مطالعه کردید حتما کمی روی اینا درنگ کنید؛روی هم رفته به نظر من که این پست از اون قبلی  بهتر شده.ولی شاید بدترهم شده باشه! قضاوت با شما...

معرفي برهان نظم

 این برهان مبتنی بر تجربه و نفی تصادف است.ممکن است کسی این برهان را نپذیرد ولی منطقی است که این شخص تمام علوم تجربی فیزیک، شیمی،پزشکی،مهندسی و سایر علوم تجربی دیگر را با تمام زیرشاخه هایشان را بی اساس بداند و انکار نماید چرا که این ها هم بر مبنای تجربه بیان شده است. بر مبناي تجربه بودن يعني اينكه ما از مشاهدات خود براي نتيجه گيري استفاده نماييم

 ما به تجربه در می یابیم که یک نوع نظم در سراسر عالم حکم فرماست و قوانینی دقیق آن را داره می کند و البته تصادفی هم در کار نیست چه طور ممکن است هیچ ریشه و دلیلی در این اتفاقات عظیم در جهان وجود نداشته باشد؟ 

 آیا کسی هست که بگوید همین طوری الکی اشیا اگر رها شوند با اینکه فضا نامتناهی است (البته متناهی یا نامتناهی بودن فضا چیزی است که بر سرش بحث بسیاری است اما برای مثال ما اگر هم متناهی باشد بسیار عظیم بوده ودر برابر یک شی می توان میلیاردها کهکشان را دارای ابعاد تقریبا نامتناهی دانست) و این شی مسیرهای  بسیاری را ممکن است طی کند ولی همیشه به سمت مرکز گرانش زمین می افتد و هیچ دلیلی هم ندارد؟!!

  این چیزی است که هر عقل سلیمی از آن بیزار است و از بدیهی ترین بدیهات است و اگر کسی منکر این نظم است  ما با او کاری نداریم و بحث با او هیچ فایده ای ندارد .خدا شفایش بدهد!مادیون هم نظم موجود در طبیعت را کاملاً قبول دارند.منتهی آن را تحت اراده یک نیروی حکیم ما فوق طبیعی نمی دانند.

 منظور از نظم در این برهان

اگر منظور از نظم را به درستي درك كنيم خيلي از ايرادات وارد بر اين برهان خود به خود دفع مي شود. براي وجود يك چيز بايد علت مادي وجود داشته باشد در اين بحثي نيست. مثلا براي نوشتن مي بايد كاغذ (يا چيزي مثلش) و همينطور قلم (يا يك چيزي مثلش) موجود باشند و محركي براي حركت. اما آيا همين ها براي نوشتن كافي است؟ اين بستگي به نوع نوشته دارد اگر فرضا خط خطي نا معلومي باشد همين ها كافي است و نيازي به عامل بعدي - كه به زودي معرفي مي شود – نيست. اما اگر نوشته مفهوم داشت آن وقت چه طور؟ آيا بازهم صرف همين ها كافي است؟ لطفا همينجا كمي درنگ كنيد...

 گام بعدی در این اثبات این است که نظم را از ناظم با شعور می داند.

 این هم یک چیزی است که پذیرش آن برای انسان گوارا و آسان است.چگونه انسان می پذیرد که کوچکترین  و بی معنی ترین حروف در دفتر یک بچه دبستانی نویسنده ای دانا و توانا به آن می خواهد ولی عظیم ترین اشعار و فصیح ترین سخنان توسط نویسنده ای کم خرد و بی استعداد نوشته شده. کج و معوج ترین بناها سازنده ای آگاه و توانا به  ساختن دارد ولی سازنده عظیم ترین بناها فاقد شعور است.آیا این پذیرفتنی است؟ نيازي به بيان ندارد كه عظيم ترين عجايب را ما در طبيعت كه ظاهرا فاقد شعور است مي يابيم.

 نظم موجود در طبیعت که دانشمندان را مبهوت کرده دانشمندان چندین قرن برای فهم یک قانون آن باید پژوهش کنند ولی این نظم را تصادفی بی شعور قرار داده است. چگونه است که نظم در اعمال یک فرد دلیل بر وجود شعور اوست ولی حیرت انگیزترین نظام ها ساخته و پرداخته طبیعت کر و کور و بی هدف است. بد نیست چند نمونه کوتاه از نظم موجود در طبیعت را در اینجا بیاوریم :

 چند نمونه از آثار شعور(= نظم شگفت انگیز) موجود در طبیعت

1- آیا می دانید که استخوان های پرندگان، میان تهی است و هوا در درون آن ها جای دارد؟ چرا؟ 
برای آنکه وزن آن ها سبکتر گردد، و پرواز در هوا برای آن ها آسانتر باشد.
در حدود دویست سال است که بشر خردمند و هوشیار، به بالون پی برده است. وی مخزنی را از گاز پر می کند و به وسیله آن، در هوا پرواز می کند.این دانسته بشر، پس از تکامل علمی و ترقی عقلی وی پیدا شد.

آیا باور کردنی است که ماده بی شعور و بی دانش، هزاران سال پیش ، این دقت علمی را داشته باشد و آن را در استخوان پرندگان پیاده کرده باشد؟! هرگز. عقل صحیح چنین مطلبی را باور نمی کند.
پس چه کسی چنین کرده است؟...

 

 2- دریا شامل هزاران گونه جاندار می باشد که  آن را ماهی می نامیم. 
آیا می دانید ماهی های دریا که گروهی از جانداران دریایی هستند، مجهزند به آزمایشگاه شیمیایی دقیق؟
آزمایشگاهی که در آن آب را تجزیه می کند، و گاز اکسیژن آن را می گیرد و تنفس می کند، بقیه را پس می دهد؟
آزمایشگاهی که در هر دقیقه ای چند بار، عمل آزمایش را انجام می دهد؟ حجم این آزمایشگاه پر کار چقدر است؟ آیا چند کارگر دارد؟ آیا زیر نظر چند متخصص اداره می شود؟ بطوری که هیچ گاه در آزمایش هایش اشتباهی رخ نمی دهد؟
تعجب شما افزوده خواهد شد وقتی که بدانید این آزمایشگاه دقیق و پر کار، که شبانه روز کار می کند و هرگز وقفه ای در کارش نمی باشد، در نقطه کوچکی از بینی ماهی قرار دارد.
کارخانه این آزمایشگاه سازی کجا است که پیوسته به هر ماهی یک آزمایشگاه ارزانی می دارد؟

 3- ثابت شده در میان کره های جهان بزرگ، کره زمین، دارای هوای ثابت می باشد. ضخامت هوای دور کره زمین را از صد کیلومتر تا هشتصد کیلومتر، تخمین زده اند.
هوا جسمی است لطیف، شفاف و ناپیدا و دارای پنج هزار و نهصد میلیارد تن وزن می باشد. هوا پرارزش ترین موجود برای حیات انسان می باشد. 
انسان و سلسله جانوران و سلسله گیاهان، برای زندگی نیاز به تنفس دارند و تنفس بی وجود هوا ممکن نیست. پس اگر هوا نبود موجود زنده ای نبود. اگر هوا نبود، روشنایی ماه، روشنایی های دیگر نبودند و حس بینایی از کار می افتاد.
 تنها نقاطی که برابر تابنده قرار می گرفت و می توانست نور را منعکس سازد، روشن بود.

اگر هوا نبود، صدایی و بانگی نبود.کشت و کار و زراعتی هم نبود. چرا؟ اکسیژن که جزیی از هوا است، در سنگ، آجر، فلز، اثر می گذارد.سطح موادروي زمين، در اثر ترکیب با اکسیژن نرم شده و می شود، و از آن خاک نرم بوجود آمده و می آید. خاک را که هوای آرام، درست کرده باد به اطراف برده و می برد. و بر روی زمین گسترانیده و می گستراند. 

اگر هوا نبود خوراکی یافت نمی شد و حس ذائقه از کار می افتاد.اگر هوا نبود. آتش نبود. چون آتش در اثر اکسیژن هوا می باشد، وقتی بخواهند چاه نفت فروزانی را خاموش کنند، تولید خلأ می کنند، یعنی هوا را از آن می گیرند. اگر آتش نبود، زندگی بشر با نبودن آتش چگونه می شد؟! آیا آسایش در جهان بود؟


اگر هوا نبود، بویی در جهان نبود. زیرا بو چيزي نيست جز پخش ذرات بو دار، در هوا؛ پس در اثر نبودن هوا شامه از کار می افتاد.


اگر هوا نبود. رگ های بدن ما پاره می شد و خون می ریخت بیرون. دیگر حیاتی باقی نمی ماند. هوا فشار مخصوصی به بدن وارد می سازد. یعنی در هر سانتیمتر مربع در حدود یک کیلوگرم. این فشار از پاره شدن رگ ها جلوگیری می کند. در نقاط بالا که فشار هوا کم است با وسائل مصنوعی فشار را زیاد می کنند.


اگر هوا نبود، کره زمین، هر روزه بوسیله بیست میلیون سنگ آسمانی، بمباران می شد. سنگ هایی که درحدود 50 کیلومتر در ثانیه سرعت دارد. آیا در این صورت جانداری در روی زمین زنده می ماند؟در اثر اصطکاک باهوا این سنگ ها می سوزند تا به زمین نرسند. اگر هوا نبود، گرمای سوزان روزها و سرمای سخت شب ها زنده ای باقی نمی گذارد، و سودهای دیگر و بسیار.

 

4- تركيب كره زمين نسبت به عالم گيتي خيلي متفاوت است.جا دارد بگوییم که جهان هستی 92% ازهیدروژن و 7% از هلیم تشکیل شده است.با این حال ما در محيط زندگي مان در كره زمين غرق محيط ديگري غير از هيدرو‍ژن و هليم هستيم؛ به عنوان مثال هوا غنی از اکسیژن است. (البته اکسیژن خالص هم نیست چرا که اکسیژن خالص زیان آور و می تواند بعد از مدتی باعث اکسیده شدن سلول های تنفسی و مرگ شود) علاوه بر این کمتر از یک درصد کره زمین هیدروژن و هلیم دارد.اگر واقعاً تصادفاً این عناصر روی زمین جمع آمده اند  چگونه است که حدود 99% عناصر کل عالم را هلیم و هیدروژن تشکیل داده اند و کره زمین غنی از این عناصر حیات بخش شده است؟ 

 در صورتی که واقعاً ترکیبات مخلوطي کاملاً تصادفی از عناصر باشد چه قدر احتمال دارد که فقط یک مولکول کوچک پروتئینی از اجزایش تشکیل یابد؟بنا بر نظر دانشمندان برای این امر صدها میلیارد سال لازم است!! نکته قابل توجه اینکه در حدود 4.5 میلیارد سال از عمر زمین می گذرد و میلیاردها انسان و حیوان و گیاه روی آن زیست می کنند که در بدن هریک میلیاردها مولکول حیاتی است. با تركيباتي پيچيده و ساختارهايي شگفت انگيز؛ هیچ عقل سلیمی این را تصادفی می داند؟ جا دارد همه ما با نگاهي دقيق تر به اين عالم بنگريم تا بيشتر پي به عظمت خالق آن برده و بيشتر شكرگزار نعمت هاي اين بخشنده بي منت باشيم. این قسمت را در اینجا به پایان می برم ممنون از اينكه منو تحمل كرديد.

 

خلاصه کلام: ما از نظم موجود در یک اثر به وجود خالق آن می بریم. کسانی که منکر وجود حکیمی برای این جهان هستی هستند بر اساس همین شیوه(نظم دلیل برناظم نیست) باید بپذیرند که پیچیده ترین دستگاه ها سازنده ندارد بلکه ممکن است این اجزا به مرور زمان و تصادفی گرد آمده باشند.و همچنین ارتعاشات دست کسی که لرزه در دست دارد هنگامی که قلمی در دست داشته باعث به وجود آمدن شیرین ترین سخنان و پربارترین اشعار شده باشد.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386ساعت 16:41 توسط سید حسن
لينك ثابت ویرایش شده در پنجشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:3 توسط سید حسن |